تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
ضرورت فراگيرى مستقيم احكام و مفاهيم را به‌طور كامل ، درك نمىكردند و تمام آنچه بيان شد ، گواه آن است كه آگاهى و بينشى كه پيامبر ( ص ) در سطح عموم مهاجرين و انصار پياده كرد ، در سطحى نبود كه بتواند آمادگىاى را كه رهبر و سرپرست جامعه ازنظر آگاهى فكرى و سياسى آينده اسلام و كار تغيير جامعه نيازمند است ، تأمين كند ، بلكه اين آموزش فقط در حدى بود كه بتواند پايه‌هايى از مردم آگاه بنيان نهد كه ( امت ) در حال و آينده در اطراف رهبرى دعوت گرد آيد . با كدام توجيه مىتوان گفت : برنامهء پيامبر ( ص ) اين بود كه مىخواست رهبرى عملى و سرپرستى دعوت را مستقيما به عهدهء مهاجران و انصار بگذارد ، درحالىكه چنين گفته‌اى اين اتهام را دربر خواهد داشت كه تيزهوش‌ترين و دورانديش‌ترين رهبر اعتقادى در تاريخ انقلاب‌ها نتوانسته است ، بين آگاهى مورد نياز افرادى كه پايگاه ملى دعوت را تشكيل مىدهند و آگاهى مورد نياز رهبران فكرى و سياسى دعوت ، تفاوت قائل شود . 3 - دعوت اسلامى يك تغيير بنيادى و روش نوينى براى زندگى است و هدفش اين است كه ريشه‌ها و رسوبات جاهليت را از پيكر جامعه بزدايد و امتى ازنو بسازد . امت اسلامى ، همانند ساير امت‌ها ، تحت تعليم برنامه‌هاى انقلاب حدّ اكثر بيش از يك دهه به سر نبرد و ازنظر منطق رسالت‌هاى عقيدتى و دعوت‌هاى انقلابى چنين زمانى كافى نيست تا نسلى را كه فقط ده سال در پرتو دعوت اسلامى زيسته است ، به درجه‌اى از آگاهى و تسليم و آزاد شدن از قيد رسوبات گذشته و فراگيرى تعليمات و مواهب آيين جديد برساند كه بدون وجود رهبر ، شايستگى سرپرستى رسالت و عهده‌دارى مسئوليت‌هاى دعوت و پيگيرى تغييرات بنيادى را داشته باشد ؛ بلكه ازنظر منطق رسالت‌هاى عقيدتى لازم است امت ، زمان طولانىترى پايبند به اعتقادات جديد باشد و با آن‌ها سروكار داشته باشد تا در اين مدّت به درجه‌اى از آگاهى و آمادگى برسد كه بتواند سرپرستى آن را به عهده گيرد . مطالب گفته‌شده چيزى نيست كه فقط يك فرضيه و استنباط باشد ، بلكه حقيقتى است كه حوادث پس از پيغمبر همه گوياى آن است ؛ چرا كه پس از نيم‌قرن يا كمتر كه