بيان نكند ! ؟
بلكه بالاتر از آن ديده مىشود كه نسل معاصر با پيغمبر ( ص ) ( گروه مهاجر و انصار ) حتى تصوّر روشن و واضحى از مسائل دينى كه صدها بار پيغمبر ( ص ) آن را در مقابل آنها به جا آورد ، نداشتند و آن را به درستى نمىدانستند . به عنوان نمونه نماز ميت را مثال مىزنيم كه خود عبارتى است كه پيامبر اكرم صدها مرتبه آن را در مقابل ديدگان همگان در ميان گروه تشييعكنندگان و نمازگزاران خوانده بود ، بااينحال چنين به نظر مىرسد كه صحابه تا هنگامى كه پيامبر ( ص ) شخصا آن را به جاى مىآورد و آنان در تمام قسمتهايش از آن پيروى مىكردند ، ضرورتى در ثبت و ضبط چگونگى اداى آن احساس نمىكردند . به اينجهت پس از پيامبر ، در مورد تعداد تكبيرهاى آن ، در بين آنها اختلاف افتاد .
دراينمورد طحاوى از ابراهيم روايت كرده است كه وى گفت : پيامبر ( ص ) درگذشت و مردم در تعداد تكبيرهاى نماز ميّت اختلاف كردند و اين به قدرى بود كه مايل به شنيدنش نيستى ، فردى مىگفت : شنيدم پيامبر ( ص ) هفت تكبير گفت ، ديگرى گفت : شنيدم پنج تكبير گفت ، ديگرى گفت : شنيدم آن حضرت ( ص ) چهار تكبير گفت و همواره اين اختلاف ادامه داشت تا زمانى كه ابو بكر از دنيا رفت و عمر بر سر كار آمد ، او از وجود چنين اختلافى به شدت رنجور گشت و سران صحابهء پيامبر ( ص ) را خواست و بدانها گفت : شما اى گروه صحابه پيغمبر خدا ( ص ) هرگاه در مسألهاى اختلاف كنيد ، نسلهاى آينده هم در آن اختلاف خواهند كرد و اگر شما بر امرى اتفاق نماييد آنها نيز بر آن اتفاق خواهند كرد ، پس بنگريد در آنچه مىتوانيد اتفاق كنيد ، گويا عمر آنها را بيدار كرد ، پس گفتند نيكو دانستى يا امير المؤمنين . . . » . « 1 »
آرى چنين بود كه صحابه ، بيشتر اوقات در زمان پيغمبر اسلام ( ص ) به آن حضرت متّكى بودند و تا زمانى كه همراه پيامبر ( ص ) و برخوردار از حمايت آن حضرت بودند ،
هامش
( 1 ) - عمدة القارى ، ج 4 ، ص 129 .