بدانى آنچه را از قرآن براى شما روشن است به آن عمل كنيد و آن را كه نمىدانيد به پروردگارش واگذاريد .
آرى مىبينيم كه صحابه بهجز از مشكلات معينى كه ايجاد شده بود ، از سؤال كردن از غير آنها دورى مىجستند و همين امر سبب شد كه احاديث كمى در رابطه با تشريع و قانونگزارى ، از پيغمبر ( ص ) روايت شود و اين امر موجب شد ، بعدها نياز به مصادر و منابعى ، بهجز كتاب و سنت پيدا شود كه از جملهء آنها مىتوان استحسان و قياس و غير اين دو را نام برد و همين امر موجب شد ، شخص مجتهد در استنباط احكام ، به ذوق خود عمل كند و سرانجام ذوق فكرى افراد به حريم احكام وارد شود كه در آنها عنصر ذاتى مجتهد امرى را مجسم مىكند كه موجب مىشود ، شخصيت انسان از طريق ذوق و تصورات ويژهء خود به تشريع و قانونگزارى راه يابد .
اين موضع صحابه ( نپرسيدن از مسائل غير ضرورى ) مىرساند كه آنان از عمليات آمادهسازى ويژه ، بىنهايت دور بودند ، آمادهسازيى كه تربيت وسيعى را مىطلبيد و لازمهء آن آگاه ساختن آنان براى پذيرش تعيين رهبرى و حل مشكلاتى بود كه به زودى در طول رهبرى با آن مواجه مىشدند .
حوادثى كه بعد از رحلت پيغمبر ( ص ) اتفاق افتاد ، ثابت كرد كه مهاجرين و انصار از هيچگونه آمادگى و تعليم مشخص قبلى جهت رويارويى با مشكلات بزرگى كه از قبل تصور مىشد ، دعوت اسلام پس از پيغمبر ( ص ) به آن مواجه شود ، برخوردار نبودند .
حتى خليفه و اجتماعى كه او را حمايت كرد ، هيچ برداشت مشخصى از احكام شرعى سرزمينهاى گستردهاى كه جزء قلمرو اسلامى قرار گرفت ، نداشت و نمىدانستند آن اموال بايد بين جنگجويان تقسيم شود يا بر عموم مسلمانها وقف شود .
بااينحال ، آيا براى ما ممكن است تصور كنيم ، پيامبر ( ص ) بر اين مطلب كه مسلمانان به زودى سرزمين كسرى و قيصر را فتح مىكنند ، تأكيد نمايد و مهاجرين و انصار را سرپرست و مسئول اين فتح قرار دهد ، ولى احكام شرعى آن را كه واجب است در چنين سرزمين گستردهء جهان كه به زودى جزء قلمرو اسلام قرار مىگيرد ، اجرا شود ،
تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: عبد الله فياض
ص٢١