تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
نقل كرده‌اند از چند صد حديث ( بين 300 تا 900 ) تجاوز نمىكند و اين در حالى است كه بنا به نقل تاريخ تعداد صحابهء پيامبر نزديك به دوازده هزار تن بود و آن حضرت ( ص ) صبح و شام با هزاران تن از آن‌ها در يك شهر و يك مجلس نشست و برخاست داشت . آيا ما مىتوانيم در بين اين تعداد حديث و صحابه اشاره‌هايى از آن آماده‌سازى ويژه را بيابيم ؟ ! معروف است كه صحابه از ابتدا كردن به سؤال از پيامبر خوددارى مىكردند و حتى منتظر فرصت مىشدند تا عربى باديه‌نشين از خارج مدينه ، به مدينه وارد شود و از پيامبر سؤال كند ، تا آن‌ها نيز جواب را بشنوند و چنين مىپنداشتند كه سؤال كردن از مسائلى كه هرگز واقع نشده است ، نشانهء خودپسندى و تكبر است . به اين سبب عمر در منبر گفت : به خدا سوگند ، بر كسى كه از آنچه نبوده سؤال كند ، سخت خواهم گرفت . خداوند حكم آنچه را وجود دارد ، بيان كرده است . « 1 » وى همچنين گفت : بر كسى روا نيست تا از آنچه نبوده و واقع نشده است ، سؤال كند ، خداوند در آنچه هست حكم كرده است . روزى مردى نزد پسر عمر رفت و از او سؤالى كرد . وى پاسخ داد : از آنچه نبوده سؤال مكن ، شنيدم كه عمر بن خطاب بر كسى كه از آنچه نبود ، سؤال كند ، لعنت مىكرد . « 2 » مردى از ابن كعب در مسأله‌اى سؤال كرد ، وى گفت : فرزندم آيا آنچه سؤال نمودى . واقع شده است ؟ گفت : نه ؛ گفت : پس مهلت ده تا هنگامى كه واقع شود . « 3 » عمر روزى قرآن مىخواند تا رسيد به آيه
« فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا وَ عِنَباً وَ قَضْباً وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا وَ حَدائِقَ غُلْباً وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا »
« 4 » يعنى : و حبوبات براى غذا برويانيديم و باغ انگور و نباتاتى ( كه هرچه درو كنند باز برويانيم ) و درخت زيتون و نخل خرما و باغ‌هاى پر از درخت كهن و انواع ميوه‌ها و علف‌ها و مرتع‌ها . پس گفت : همهء اين‌ها را دانستيم ، ولى آب چيست ؟ بعد گفت : به خدا سوگند اين تكلّف است ، چه لزومى دارد كه معناى آن را
هامش
( 1 ) - سنن دارمى ، ج 1 ، ص 50 . ( 2 ) - ايضا ، ج 1 ، ص 56 . ( 3 ) - مستدرك حاكم ، ج 2 ، ص 514 . ( 4 ) - عبس 80 ، 27 - 31 .
تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 20 | عبد الله فياض / خاتمى