شود .
« چنين ادعايى موجب شد كه آنها بتوانند در جنبشهاى شيعه پيروانى براى خود به دست آورند . از طرفى در خلال حكومت بنى اميه و حتى بعدها در زمان بنى عباس - چنانكه نظريه رسمى آنها بر اين بود - توانايى داشتن ويژگىها و صفات معنوى و روحانى ( پيشوايى و رهبريت مردم ) اختصاص به خاندان پيامبر از فرزندان فاطمه ( ع ) نداشت و شامل تمام افراد بنى هاشم مىگرديد . پذيرفته شدن اعتقاد به وجود امام غايب موجب شد ، عقايدى كه در رابطه با بازگشت مسيح به عنوان يك نجاتبخش
( Messianic )
مطرح بود ، به آسانى مورد پذيرش طرفدارانش قرار گيرد . در زمانهاى بسيارى پيش مىآمد ، درحالىكه يك رهبر روحانى و معنوى مرده بود ، طرفداران او ادعا مىكردند كه او نمرده است و در پنهان به زندگى خود ادامه مىدهد و مانند مهدى ( يعنى شخصى كه در نزد يهود شبيه مسيح است ) ، روزى برمىگردد و حق و عدالت را به زمين برمىگرداند ، مسئلهء اعتقاد به امام زمان كمك كرد تا شيعه نظامهاى سياسى و اجتماعى حاكمه را بپذيرد ، هرچند كامل بودن آنها را قبول نداشت » « 1 » « 2 » .
ما سخن خود را در مورد غيبت با بيان اين نكته به پايان مىرسانيم كه غيبت امام زمان ( ع ) از عقايد اساسى اماميه است و تنها از جنبه تاريخى نمىتوان به بحث و تحقيق دربارهء چنين عقايدى پرداخت . ازاينرو بهتر است كسانى كه چنين عقايدى را باور
هامش
( 1 ) -watt , Op . Cit , P . 107 .( 2 ) - چنانكه از ظاهر اين دو نظريه پيداست ، آقاى احمد كسروى و و ات با مطالعه برخى از مطالب تاريخ و پيدا كردن نمونههايى و بدون توجه به اينكه قرآن و سنت از منابع اصلى معتقدات شيعه است ، چنين نظراتى را ابراز داشتهاند . چه نيكو بود كه آقاى كسروى هم به اخبار و روايات و نيز آيات قرآن و كتابهاى زيادى كه در مورد حضرت مهدى ( ع ) نوشته شده و با دلايل متعدد قطعى ، وجود آن حضرت را به اثبات مىرساند ، مراجعه مىكرد و بعد چنين نتيجهگيرى مىنمود . آيا با وجود دهها حديث از پيامبر كه بهطور متواتر از شيعه و سنى روايت شده و نيز احاديث فراوانى كه از ائمه ( ع ) روايت شده و دهها آيه قرآن كه از طرف ائمه به امام زمان تفسير شده ، مىتوان چنين عقيدهاى را ساختگى دانست و يا گفت براثر آميزش با ايرانيان در بين مسلمانها سرايت كرده است ؟ - م .