وى گفته است : « بشارت دادن پيغمبر اسلام به ظهور [ مهدى ( ع ) ] از فرزندان زهرا ( ع ) در آخر الزمان و اينكه آن حضرت زمين را پس از اينكه ظلم و جور آن را فراگيرد ، پر از عدل و داد مىكند ، به تواتر ثابت شده است و تمام مسلمانها با وجود اختلاف خواستهها و تمايلاتشان با روايت كردن احاديث از پيامبر ، قضيهء ظهور آن حضرت را به اثبات رسانيدهاند .
مسئلهء ظهور امام زمان و غيبت آن حضرت از قديم بوده و چنين نيست كه در ميان شيعه فكر جديدى باشد كه براثر ظلم و ستم پديد آمده باشد ؛ به اين صورت كه شيعيان در مقابل ظلم و ستم از خويش بردبارى نشان دهند و تسليم محض باشند و خود را به ظهور فرد مصلحى دلدارى دهند كه بيايد و زمين را از آلودگى پاك گرداند . چنانكه ابراز اين فكر ( كه مسئلهء ظهور امام زمان مسئلهء تازهاى است و در آغاز اسلام مطرح نبوده و بعدها پديد آمده است ) از تصورات برخى كجانديشان و بدخواهان بوده است » . وى ادامه مىدهد : « لازم است ، دانسته شود كه انتظار ظهور چنين فرد مصلح و نجاتبخشى ( حضرت مهدى ( ع ) ) به اين معنا نيست كه مسلمانها در اين راه دست از دين حق بردارند و واجبات آن را مانند يارى كردن دين حق ، جهاد در راه آن ، عمل به دستورات و احكام آن و امربهمعروف و نهى از منكر ناديده گيرند ، بلكه مسلمان هميشه مكلف است به احكام شرعى عمل كند » « 1 » .
در بين نويسندگان متأخر گولدزيهر و احمد كسروى و و ات نيز مسئلهء غيبت را مورد بحث و بررسى قرار دادهاند . گولدزيهر مىگويد : « در ميان شرقىها و غربىها اعتقاد به وجود مهدى اختصاص به آمدن و برگرداندن نظم عادلانه در دين و سياست دارد . دراينبين عقيدهء شيعه در مورد امام غايب كه مىگويند ناگزير روزى بازخواهدگشت ، بر همه برترى دارد ، چرا كه آنها بهطور شديد پايبند به چنين عقيدهاى هستند و همواره بر اثبات آن تأكيد مىكنند » « 2 » .
هامش
( 1 ) - عقائد الشيعه ، نجف 1954 ، ص 57 - 8 .
( 2 ) - العقيدة الشريعه ، ص 193 .