تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
كاروانيان و مسافران بود . شخصيتش در هر شهر و ديار زبانزد مردم گشته بود و علما و دانشمندان بدان اندازه كه از آن حضرت حديث نقل كرده‌اند ، از هيچ‌يك از خاندانش به آن مقدار نقل نكرده‌اند و هيچ‌يك از اهل آثار و ناقلان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره بردند ، از ديگران بهره نبردند و چندان‌كه با او ديدار كردند با ديگران ديدار نكردند ؛ زيرا اصحاب حديث كه نام راويان ثقات آن بزرگوار را جمع كرده‌اند ، با اختلاف در عقيده و گفتار ، شمار آنان به چهار هزار نفر مىرسد » « 1 » . از جملهء كارهاى علمى آن حضرت كه در اخبار اشاره شده است ، آن است كه امام گاهى تأليفات شاگردانش را تصحيح مىكرد ؛ چنان‌كه حلى روايت كرده است : « عبيد الله كتابى داشت و آن را به امام صادق ( ع ) عرضه كرد . حضرت آن را تصحيح كرد و هنگام خواندن آن فرمود : آن‌ها در فقه مانند او ( عبيد الله ) نيستند . كتاب او اولين كتابى بود كه شيعه تصنيف كرد » « 2 » . شهرستانى نيز در مورد امام صادق ( ع ) و دانش بىكران آن حضرت اظهار نظر كرده و گفته است : « او در دين علامه و در حكمت دانشمندى كامل ، نسبت به دنيا زاهدى تمام ، نسبت به شهوات پارساى كامل بود . مدتى كه در مدينه ماند ، شيعيانش از او بهره مىبردند و دوستانش از اسرار علوم وى مستفيض مىشدند ، بعد هم به عراق آمد و در آنجا ماند . هرگز بر مردم اظهار رياست نكرد و در مورد خلافت با كسى به مخالفت و نزاع برنخواست . كسى كه غرق در درياى معرفت باشد به رودى طمع ندارد و كسى كه به اوج حقيقت برسد از سراشيبى نمىهراسد » « 3 » . جاحظ نيز در مورد امام باقر ( ع ) و صادق ( ع ) اظهار نظر كرده و مىگويد : محمد بن على بن حسين ( ع ) سرور فقهاى حجاز بود . مردم از او و فرزندش جعفر ( ع ) علم فقه را آموخته‌اند . او ( محمد بن على ( ع ) ) ملقب به باقر ( ع ) است ؛ يعنى شكافندهء علم و
هامش
( 1 ) - ارشاد ، ص 249 . ( 2 ) - طوسى ، رجال ، ص 56 . ( 3 ) - الملل و النحل ، قاهره 1947 ، ص 5 - 334 .