شيبانى آموخت كه او شاگرد ابو حنيفه بود . احمد بن حنبل هم شاگرد امام كاظم ( ع ) بود .
مالك بن انس نيز از ربيعة الراى آموخت و او از عكرمه و عكرمه از ابن عباس ، شاگرد على ( ع ) ، آموخت » « 1 » .
سيد مرتضى گفته است : « اصول توحيد و عدالت از سخنان امير المؤمنين ( ع ) و خطبههاى آن حضرت گرفته شده است ، چرا كه آن حضرت در ضمن خطبههايى كه ايراد فرمود ، دراينباره آنچنان سخن رانده است كه نمىتوان بر آن چيزى افزود و نه پايانى جز آن تصور كرد . اگر كسى دربارهء آنچه از سخنان امام ( ع ) در مورد توحيد و عدالت به ما رسيده است ، دقت و انديشه كند ، پى خواهد برد كه كليه بحثهاى متكلمين در اين موضوع تفصيلى از همين سخنان و تفسيرى از همين اصول مىباشد ، دربارهء توحيد و عدالت از امامان ما آنقدر روايت آمده است كه نمىتوان به همهء آنها دستيافت » « 2 » .
حذيفة بن يمان ، على ( ع ) را توصيف كرده كه او داناترين مردم بود « 3 » ؛ خزيمة بن ثابت نيز دراينباره گفته است :
وجدناه اولى الناس بالناس انه * أطبّ قريش بالكتاب و بالسنن
يعنى : او را سزاوارترين مردم به مردم يافتيم ، او داناترين قريش به كتاب و سنت است . « 4 »
روزى فرمود : « اى جويندهء عالم ، عالم سه نشانه دارد ، علم به خدا ، علم به آنچه خدا آن را دوست دارد ، علم به آنچه خدا آن را نمىپسندد . . . » « 5 » . روزى آن حضرت در مسجد كوفه بود ، مردى از شام به پا خواست و مسائلى را از آن حضرت پرسيد » « 6 » .
حضرت على ( ع ) در روايت كردن حديث پيامبر ( ص ) بسيار دقت مىكرد و
هامش
( 1 ) - ديلمى ، محمد ، ارشاد القلوب ، ج 2 ، بيروت 1381 .
( 2 ) - مرتضى ، امالى ، ج 1 ، قاهره 1954 ، ص 148 .
( 3 ) - مفيد ، فصول ، ج 2 ، ص 65 .
( 4 ) - ايضا ، ج 2 ، ص 77 .
( 5 ) - يعقوبى ، تاريخ ، ج 2 ، ص 183 .
( 6 ) - قمى ، خصال ، تهران 1302 ، ص 136 .