تُسْئَلُونَ » *
« 1 » : قرآن مايه يادآورى تو و قوم تو است و به زودى سؤال خواهيد شد ، از امام باقر ( ع ) سؤال كرد ؛ حضرت فرمود : « ما قوم پيامبر هستيم و ما سؤالشدگانيم » . « 2 »
4 - علاء بن سيابه از امام صادق ( ع ) از معناى آيهء شريفهء
« إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ »
« 3 » : اين قرآن به راهى هدايت مىكند كه مستقيمترين راههاست ، سؤال كرد ، حضرت فرمود : يعنى به امام هدايت مىكند » « 4 » .
چنين به نظر مىرسد كه روايت كلينى در مورد تأويل قرآن كه امرى دشوار و بزرگ است ، به صورتى كه كمى قبل بيان شد ، روايتى است نادر و بيانگر نظريات همهء اماميه دراينمورد نمىباشد و دليل بر آن اين است كه برخى از مفسرين اماميه راسخين در علم را كه در قرآن وارد شده به امامان معصوم منحصر ندانستهاند .
شريف رضى ( ت 406 ه . ) و شيخ طوسى به اختلاف مفسرين دراينمورد كه آيا ممكن است دانشمندان قرآن را تأويل نمايند يا ممكن نيست ؟ اشاره نمودهاند . چنانكه نوع علمايى را كه توانايى تأويل قرآن را دارند ، نيز تعيين نكردهاند » « 5 » . هنگامى كه شيخ طوسى ، آيهء رديف اول در روايت كلينى
« الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ . . . » *
را تفسير نموده ، گفته است : « طبق گفتهء قتاده و به عقيدهء جبايى مقصود از آنهايى كه كتاب به آنها داده شده ، اصحاب پيامبرند كه به قرآن ايمان داشتند و آن را تصديق كردند » « 6 » و چون آيهء چهارم
« ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ . . . »
را تفسير كرده ، گفته است : « اين قرآن كه خداوند آن را بر حضرت محمد ( ص ) نازل كرده به راهى هدايت مىكند كه مستقيمترين راههاست . فراء گفته است : يعنى به گواهى دادن به اينكه خدايى جز او نيست و ممكن است ، مقصود آن
هامش
( 1 ) - زخرف ، آيهء 44 .
( 2 ) - كافى ، ج 1 ، ص 210 .
( 3 ) - اسراء ، آيه 9 .
( 4 ) - كافى ، ج 1 ، ص 216 .
( 5 ) - طوسى ، محمد بن حسن ، التبيان فى تفسير القرآن ، ج 3 ، نجف 1957 ، ص 400 ، شريف رضى ، محمد ، حقائق التأويل فى مشابهات التنزيل ، ج 5 ، نجف 1936 ، ص 7 به بعد .
( 6 ) - التبيان ، ج 1 ، ص 441 .