توجه به آن حكم مىكنند ، اخبار متعددى رسيده باشد ، به خبرى كه مورد اتفاق علماى شيعه است ، مراجعه كنند و اگر دو خبر مشهور از ائمه رسيده باشد ، به خبرى مراجعه شود كه با قرآن و سنت مطابق و با عامه ( اهلسنت ) مخالف باشد . ابن حنظله سؤال كرد هرگاه دو خبر باشند كه همهء شرائط را دارا باشند ، ولى يكى موافق با عامه و ديگرى مخالف با عامه باشد ، چه بايد كرد ؟ امام فرمود : « به خبرى كه مخالف با عامه است ، رجوع شود ، چرا كه هدايت در آن است » « 1 » . از مطالب گذشته و نيز حديث مذكور به اين نتيجه مىرسيم كه در اينجا دو مكتب فكرى اسلامى مختلف وجود داشته است ، يكى از شيعهء اماميه و ديگرى از اهلسنت و اين دو مكتب در حقيقت دو منبع اصلى احكام شرعى ، يعنى قرآن و سنت ، باهم اختلاف ندارند ، بلكه اختلاف آنها در روش رسيدن به اراده و مقصود خداى متعال كه در اين دو منبع نهفته است ، منحصر مىشود .
احتمال مىدهيم كه بخارى موضع امام را نسبت به بيشتر احاديث اهلسنت رد كرده ، چنانكه احتمال مىدهيم كه در ميان عواملى كه موجب شد ، امام صادق نسبت به اهلسنت چنين موضعى را داشته باشد ، مىتوان رويكرد اهلسنت به قياس و روايت كردن آنها از افراد ضعيف و ناموثق ، مانند ابو هريره ، را نام برد .
بازمىگرديم به بيان روشى كه شيعه با به كار بردن آن نقصى را كه از ناحيه توجه نكردن به قياس پيش آمد ، جبران كرد . احتمال مىدهيم علماى اماميه ، از احاديثى كه از طريق امامانشان به آنها رسيده بود ، كمك گرفتند تا مشكلاتى را كه از ناحيه نبودن سنت روشن و يا آيهاى از قرآن به وجود آمده بود ، حل نمايند . چنانكه شيعه معتقد است شايد امامان ( ع ) اين مشكلات را از طريقى حل مىكردند كه خدا به آنها آموخته بود :
مانند الهام و خطور در قلب ، رسيدن صدا به گوش ، خواب ديدن ، صحبت كردن با فرشته و نيز از راههايى از قبيل اينكه از مناره يا ستون يا چراغ آنچه مىخواهند ببينند يا اعمال مردم بر آن عرضه شود « 2 » » . شيخ مفيد روايت كرده است كه عبد الرحيم گفت : از امام
هامش
( 1 ) - كلينى ، كافى ، ج 1 ، ص 68 .
( 2 ) - اشعرى ، مقالات ، ص 97 .