تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
تورات آمده « ايليا و شبرا و شبيرا و هليون » يعنى على ( ع ) ، فاطمه ( ع ) و حسن ( ع ) و حسين ( ع ) » « 1 » . همچنين مفيد روايت كرده است كه محمد بن فضيل گفت : از امام رضا ( ع ) شنيدم كه مىفرمايد : ولايت على ( ع ) در تمام كتاب‌هاى مقدس انبياء نوشته شده است « 2 » . گمان من بر اين است كه دو حديث فوق و امثال آن‌ها همراه با اسرائيليات كه وارد برخى از كتاب‌هاى تمام مسلمان‌ها شد ، به كتاب‌هاى شيعه نيز وارد شده است . چه ورود اين دو حديث و نظاير اين‌ها به اين عقيده برمىگردد كه آنچه در اديان گذشته روى داده ، بىكم‌وكاست در اسلام هم روى خواهد داد . شيعه معتقد است : نصى كه از پيامبر پيرامون امامت على ( ع ) وارد شده است ، اختصاص به امامت آن حضرت ندارد ، بلكه دربارهء امامت ساير امامان از فرزندان على ( ع ) نيز از آن حضرت نصوصى رسيده است ، چنان‌كه مسعودى گفته است : اماميه با اين گفته كه امامت امام ، ثابت نمىشود ، مگر اينكه خدا و رسولش به شخص امام و اسم و شهرت او تصريح نمايند ، راه خويش را جدا كردند و همچنين معتقدند كه مردم در زمان‌هاى ديگر خالى از حجت خدا نيستند ، چه آن حجت پنهان و چه آشكار باشد . . . » . مسعودى پس از اينكه فضائل على ( ع ) را مىشمارد ، نصى را كه از پيامبر بر امامت آن حضرت وارد شده ، نقل مىكند و مىگويد : « على ( ع ) بر امامت فرزندش حسن ( ع ) و سپس حسين ( ع ) تصريح كرد . امام حسين ( ع ) نيز بر امامت على بن الحسين ( ع ) تصريح نمود و اين روش ( كه هر امامى ، امام بعد از خود را تعيين كند ) تا امام دوازدهم حضرت صاحب الزمان ( ع ) ادامه داشت . شيخ مفيد روايت كرده است كه سلمان گفت : « حسين بن على ( ع ) را در كنار پيامبر ديدم . . . درحالىكه پيامبر ( ص ) چشمان او را مىبوسيد و مىفرمود : . . . تو حجت پسر حجت و پدر حجت‌هايى ، تو امام پسر امام و پدر نه امامى كه
هامش
( 1 ) - اختصاص ، ص 37 . ( 2 ) - ايضا ، ص 187 .