تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
تا خداى متعال آن را به پيامبر ما به ارث داد و آن حضرت برطبق فرمان خداوند آن را بر عهدهء على ( ع ) گذاشت . . . پس در ذريه برگزيدگان و سپس در ميان فرزندان على ( ع ) تا روز قيامت باقى است . . . به راستى امامت مقام پيامبران و ميراث اوصياء است . . . » « 1 » . شيخ طوسى معروف به شيخ الطائفه در كتاب خود به نام تلخيص الشافى فى الامامة « 2 » موضوع امامت را به تفصيل بررسى كرده و چنين استدلال نموده است : « وجود امام امرى ضرورى و لازم است زيرا اسلام دينى هميشگى و ابدى است و مصلحت آن تا روز قيامت براى همهء مكلفين ثابت است . بنابراين بايد براى حفظ و نگهدارى آن ، نگهبانانى وجود داشته باشد . درصورتىكه همهء امت يا برخى از آنان نگهبان و حافظ آن باشند ، صحيح نيست ، زيرا امت جايزالخطاست و ممكن است مرتكب اشتباه يا فراموشى شود و از انجام آنچه به صلاح عموم است ، خوددارى كند و مرتكب فساد شود ؛ بنابراين بايد كسى نگهبان دين باشد كه معصوم بوده و از تغيير و تبديل و فراموشى و خطا ايمن و مبرا باشد ، تا مكلفين بتوانند حرف او را قبول نموده و از او پيروى كنند و اين فرد همان امام است كه ما به آن اعتقاد داريم » « 3 » . شيخ طوسى پس از اينكه امامت ديگران را رد مىكند ، امامت امامان شيعه را اثبات مىكند و مىگويد : « به‌اين‌ترتيب ثابت مىشود كه امام و جانشين پس از پيامبر ، على ( ع ) است و امامت آن حضرت هم با نص و تصريح پيامبر است ، زيرا هر فردى كه معتقد است امام و جانشين بلافصل پيامبر على ( ع ) مىباشد ، امامت آن حضرت را از طريق نص و تصريح پيامبر ثابت كرده است » . شيخ طوسى سپس به نقل دلايلى مىپردازد كه بر مبناى آن پس از پيامبر امامت و خلافت تنها به على ( ع ) اختصاص دارد و نه به غير آن حضرت ، برخى از اين دلايل به شرح زير است :
هامش
( 1 ) - كافى ، ج 1 ، ص 199 - 200 . ( 2 ) - كتاب مذكور در نجف اشرف در سال 1963 به چاپ رسيد . ( 3 ) - طوسى ، تلخيص الشافى ، ج 1 ، ص 4 - 133 .
تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 171 | عبد الله فياض / خاتمى