تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
الف - عصمت امام بايد قطعى باشد و اين شرط به‌جز در على ( ع ) در ديگر معاصرين آن حضرت وجود نداشت ، بنابراين بايد آن حضرت امام باشد نه ديگران . ب - امام بايد افضل مردم باشد . اين صفت نيز در غير آن حضرت وجود نداشت ؛ بنابراين قهرا او امام است ، زيرا با وجود افضل امامت مفضول باطل است . ج - امام بايد داناترين مردم باشد . به اجماع ثابت شده است كه ابو بكر و عباس اين ويژگى را نداشتند بلكه از بسيارى از علوم و مسائل دينى ناآگاه بودند ، چنان‌كه اين موضوع از حالات آن‌ها مشخص بود ، بنابراين امامت آن‌ها باطل است و امامت على ( ع ) ثابت مىشود » « 1 » . از مطالب گذشته به اين نتيجه مىرسيم كه در نظر اماميه كه قائلين به نص جلى هستند « 2 » ، امامت يك مسئلهء اصلى است [ يعنى جزء اصول مذهب است ] و شيعهء اماميه امامت را به منزلهء رسالت قرار داده‌اند . چنان‌كه اشعرى گفته است : « مقام امامت پس از رسالت از بزرگ‌ترين امور است ، زيرا اين مقام از بزرگ‌ترين واجبات الهى است . . . » « 3 » . اين مقام بعد از پيامبر ( ص ) تنها به على ( ع ) اختصاص دارد . زيرا « پيامبر بر امامت آن حضرت تصريح كرد و به نام و نسب و شخص او اشاره نموده و او را پيشوا و امام امت قرار داد و در ميان مردم او را بلند كرد و شخصيت و بزرگى آن حضرت را به مردم نشان داد و او را امير مؤمنان قرار داد ( از آن‌ها خواست تا بر او به عنوان امير المؤمنين سلام كنند ) در جاهاى مختلفى او را وصى و جانشين و وزير خود قرار داد » « 4 » . بدين ترتيب شيعه ، امامت كسانى را كه بر على ( ع ) پيشى گرفتند و خود را امام و خليفه دانستند ، باطل مىداند . چنان‌كه در روايت شيخ طوسى آمده است ، شيعه مىگويد : « كسانى كه در امر اطاعت بر امير المؤمنين ( ع ) پيشى گرفتند ، صلاحيت اين مقام
هامش
( 1 ) - ايضا ، ج ، ص 7 - 10 ، به‌طور خلاصه . ( 2 ) - در فصل اول اين كتاب به نص جلى و خفى اشاره كرديم و نيازى به تكرار آن نيست . ( 3 ) - اشعرى ، مقالات ، ص 16 . ( 4 ) - ايضا ، ص 15 - 16 .