تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
رشد و توسعه آن به حساب آيد . چنانچه طبيعت اشيا و اوضاع و احوال آن روز و نيز رفتار و سلوك پيامبر ( ص ) و وضع اسلام و مبلّغين و طرفداران اسلام را در نظر بگيريم ، به نظر مىرسد همه بيانگر خلاف راه دوم ، مىباشند و اين نكته را كه پيامبر ( ص ) چنين روشى را برگزيده باشد و پس از خودش رهبرى دعوت را براساس نظام شورا مستقيما به عهدهء امتى قرار داده باشد كه در نسلى نوظهور يعنى مهاجرين و انصار تجسّم يافته است ، رد مىكند . توضيح مطالب فوق 1 - اگر پيامبر ( ص ) نسبت به آيندهء دعوت پس از خودش موضعى مثبت ، در پيش مىگرفت و مقصودش از اين كار آن بود كه پس از آن حضرت مستقيما نظام شورايى جايگزينش گردد و وظايف او را برعهده گيرد و سرپرستى دعوت به رهبرى واگذار شود كه جوشيده از اين نظام باشد ، چنين موضعى به روشنى ايجاب مىكرد كه پيامبر ، امت و دعوت‌كنندگان به اسلام را بر آن آگاه كند و حدود و جزئياتش را بيان كند و به آن شكلى دينى و مقدس بخشد و جامعهء اسلامى را ازنظر فكرى و روحى براى پذيرش آن آماده كند ، چرا كه جامعه اسلامى آن روز جامعه‌اى بود كه از مجموعهء عشايرى تشكيل شده بود كه قبل از اسلام به حلّ و فصل امور سياسى خود از طريق نظام شورايى نمىپرداختند ، بلكه حكومت و گزينش رهبران قبايل و عشاير بيشتر براساس زور و ثروت و تا حدّ زيادى وراثت قرار داشت . ما مىتوانيم به آسانى دريابيم كه پيامبر اكرم ( ص ) نگهدارى و حفظ آينده اسلام را برطبق نظام شورايى قرار نداد و جزئيات قانونى يا مفاهيم فكرى - حدود و شرائط - آن را بيان نكرد ؛ چرا كه اگر چنين شيوه‌اى را در پيش مىگرفت ، طبيعى بود كه بايد در احاديثى كه از پيامبر ( ص ) روايت شده است ، منعكس مىشد و در ذهن مسلمانان يا حد اقل نسل پيشتازى كه از مجموع مهاجرين و انصار به وجود آمده بود و موظف به برقرارى چنين نظامى بود ، نقش مىبست . درصورتىكه ما در احاديثى كه از پيامبر اكرم ( ص ) وارد شده است ، هيچ شكل قانونى مشخصى ، از نظام شورايى را نمىيابيم و در اذهان مسلمانان و