مىنمودى ) « 1 » و زمانى كه عمر به آنها كه احساس خطر مىكردند ، پاسخ مثبت داده و تعيين خلافت را به عهده شش تن واگذارد و درصورتىكه عمر در روز سقيفه اهميت اوضاع را درك كرد و نسبت به خطرات انتخاب سريع و ناگهانى ابو بكر و پيشامدهاى بعدى كه در اثر خلافت او ممكن است ايجاد شود ، اظهار نگرانى نمود و مىگفت :
« بيعت ابو بكر كارى ناگهانى و بىانديشه بود ، جز آنكه خداوند شرش را نگهداشت » « 2 » و زمانى كه ابو بكر دليل پذيرش فورى خلافت و تحمل مسئوليتهاى بزرگ را چنين بيان مىكند كه او اهميّت وضعيت بعد از پيامبر و ضرورت اقدام سريع را درك كرده بود و دراينباره هنگامى كه براى پذيرفتن خلافت ، مورد سرزنش قرار گرفت ، چنين گفت :
« پيامبر خدا در زمانى رحلت كرد كه مردم به دورهء جاهليت نزديك بودند و ترسيدم كه گمراه شوند و يارانم مرا به قبول خلافت واداشتند » . « 3 »
آرى درصورتىكه تمام مطالب فوق صحيح باشد ، بديهى است كه پيامبر اكرم ( ص ) و رهبر دعوت اسلامى ، پيش از همه از خطر بىتفاوتى و در پيش گرفتن موضع منفى و بىطرفانه آگاه است و نسبت به شناخت موقعيت و شرائط موجود از ادراك قوىتر و فهم عميقترى برخوردار بوده و مىداند كه كار دگرگونى در امتى كه به قول ابو بكر از دوران جاهليت فاصلهء چندانى نگرفته است ، نيازمند چه برنامه و كارهايى مىباشد .
امر دوم [ اهميت حفظ اسلام در زمان حياتش فقط ]
توجيه ديگرى كه براى موضع منفى و بىتفاوتى رهبر نسبت به آيندهء دعوت و تحولات آن زمان پس از خودش ، مىتوان ابراز كرد ، آن است كه آن حضرت علىرغم آگاهى نسبت به خطرات منفىگرايى درصدد نگهدارى و حفظ دعوت از اين خطرها برنيايد ، زيرا وى دعوت خود را از دريچهء مصالح شخصى مىنگرد و حفظ اسلام فقط در
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 34 .
( 2 ) - ايضا ، ج 3 ، ص 300 .
( 3 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 6 ، ص 42 .