ثابت مىكند كه آن حضرت نسبت به آيندهء دعوتش روش مثبت و فعال در پيش گرفته است و چنين نبود كه به سبب درك نكردن خطرهاى بعدى يا اهميت ندادن به آن برخوردى بىطرفانه و منفىگرايانه در پيش گرفته باشد و در آن دخالت نكند . نكتهء مذكور آن است كه شيعه و سنى اتفاق نظر دارند كه پيامبر ( ص ) در آخرين لحظات عمرش و در زمانى كه در خانه او مردانى از جمله عمر بن خطّاب حاضر بودند ، فرمود :
« ايتونى بالكتف و الدواة اكتب لكم كتابا لن تضلّوا بعده ابدا » « 1 »
برايم كاغذ ( شانه گوسفند ) و دواتى بياوريد كه براى شما چيزى بنويسم كه بعد از آن هيچگاه گمراه نشويد .
حديث فوق كه شيعه و سنى در صحّت آن اتفاق نظر دارند ، به روشنى بيانگر آن است كه پيامبر ( ص ) به فكر خطرات آينده و ضرورت برنامهريزى جهت حفظ امت اسلام از انحراف و حمايت از دعوت اسلام در مقابل دشمن و جلوگيرى از نابودى آن بوده است . بنابراين تصوّر موضع بىطرفى و منفىگرايى براى پيامبر ( ص ) به هيچ عنوان درست نيست .
راه دوم [ نسبت به آيندهء اسلام موضعى مثبت و فعّالانه در پيش گرفتن و آينده را به شورا سپردن ]
دومين راهى كه در مورد آينده دعوت اسلام در مقابل پيامبر قرار داشت آن بود كه پيامبر نسبت به آيندهء اسلام براى پس از خود ، برنامهريزى كند و موضعى مثبت و فعّالانه در پيش گيرد ( نه منفى و بىتفاوت ) به اين صورت كه مسئوليت سرپرستى دعوت اسلامى و حفظ آيندهء آن را به صورت شورايى به عهده نمايندگان امت كه از نخستين نسل اعتقادى اسلام تشكيل شده و شامل مهاجرين و انصار است ، بگذارد تا اين گروه كه نماينده امت است ، به زودى به عنوان پايگاه حكومت و محور رهبرى اسلام در مسير
هامش
( 1 ) - مسند احمد ، ج 1 ، ص 385 و صحيح مسلم ، ج 2 در آخر باب وصايا و صحيح بخارى ، جزء اول كتاب علم .