تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
و بر امامت خودشان تصريح نمىكردند و شايد اين مطلب مؤيد گفتهء قبلى ما باشد كه ادعاى نايب امام بودن ، گامى بود كه زمينه ادعاى امامت را فراهم مىكرد . مؤيد ديگر سخن ما گام‌هاى بعدى بود كه مغيره برداشت و موجب شد مقام امامت از كسانى كه به تبار امامت و نبوت منسوب بودند ، خارج شود و به ابن سعيد و پس از او به فرزندش اختصاص يابد . زيرا برخى از مغيريه پس از رحلت امام باقر ( ع ) جهت دعوت را به محمد بن عبد الله بن حسن برگرداندند و هنگامى كه او كشته شد و امام و وصىاى نداشتند ، پس از او امامت را براى احدى جايز ندانستند « 1 » . با اين كار مغيريه تمام درهايى را كه پس از محمد بن عبد الله بن حسن بر روى علويان باز بود و از آن طريق به امامت مىرسيدند ، بستند و در اين موقع گام اخير را برداشتند كه پس از مغيره ، قائل به امامت فرزندش شدند و دسته‌اى از آن‌ها گفتند : « پس از مغيره فرزندش عبد الله بن مغيرة بن سعيد امام است » « 2 » .

[ عقايد مغيريه ]

به نظر مىرسد كه مغيرة بن سعيد دراين‌مورد همان شأنى را داشت كه امثال او از غلات داشتند ، زيرا او امامت را با بالا بردن ائمه به مرتبهء خدايى از حوزه بشرى خارج كرد ، تا با اين كار بتواند مقام امامت را در زندگى دنيوى خود اشغال نمايد و به نفع خود از آن بهره‌بردارى كند . سعد اشعرى گفته است : « مغيرة بن سعيد و بيان بن سمعان و بزيع « 3 » و صائد « 4 » خود را پيامبر مىدانستند و خاندان محمد ( ص ) را خدايانى آفريننده معرفى مىكردند . . . » « 5 » . معلوم است كه اين‌چنين پروردگارانى در روى زمين با دست خود و بدون واسطه كار نمىكنند ، بلكه پيامبران و فرستادگان آن‌ها با تنفيذ شريعت‌هاى خود ، احكام و دستوراتشان را در ميان بندگان بيان و اجرا مىنمودند . مغيره فقط به
هامش
( 1 ) - ايضا ، ص 52 . ( 2 ) - اشعرى ، سعد ، المقالات ، ص 44 . ( 3 ) - وى رهبر فرقه‌اى از غلات به نام بزيعية بود . اشعرى ، ص 54 . نوبختى در كتاب فرق الشيعه ، ص 38 ، آن را با غين ضبط كرده است . ( 4 ) - رهبر فرقه‌اى از غلات بود . نوبختى ، فرق الشيعه ، ص 25 . ( 5 ) - اشعرى ، مقالات ، ص 55 .