علاقهمند به اصلاحات اجتماعى نيز بودند كه از جملهء آنها مىتوان مختار و زيد بن على و عبد الله بن معاويه و بعدها بنى عباس را نام برد .
3 - كيسانيه از نخستين كسانى بودند كه به طرح انديشهء امام مهدى غايب پرداخته و آن را بهطور عملى پياده كردند و چنانكه از نصى كه در ابتداى اين بحث آورده شد ، به دست مىآيد ، كيسانيه مهدى بودن محمد بن حنفيه را به پدرش على ( ع ) نسبت مىدهند و چنين پيداست كه انديشهء مهدويت محمد بن حنفيه در زمان خودش شايع شده بود .
چنانكه ابن سعد گفته است : « هنگامى كه مختار قدرت را به دست گرفت از جانب او به محمد بن على مهدى نامه نوشته شد . . . » « 1 » . همچنين در گفتگويى كه مختار با ابراهيم بن اشتر داشت به ابراهيم گفت : « مهدى ( محمد بن حنفيه ) به تو نامهاى نوشته است . . . » « 2 » .
همچنين روزى مردى نزد محمد بن حنفيه آمد و چنين گفت : « سلام بر تو اى مهدى ! . . . » سپس بين آن شخص و محمد سخن از خاندان و عترت پيامبر ( ص ) به ميان آمد و او به محمد گفت : « دورادور خبرهايى از جانب شما به ما رسيده بود ، ولى دوست داشتم كه از نزديك با شما سخن گويم » « 3 » .
روشن است كه محمد بن حنفيه آنچه را به او نسبت داده بودند ، قبول نداشت و به اينكه مهدى منتظر است ، اقرار نكرد . ابن سعد خبرى را از قول ابو عريان مجاشعى نقل مىكند كه او گفته است : « مختار ما را با دو هزار سوار به نزد محمد بن حنفيه فرستاد . اين خبر به محمد رسيد كه آنها دربارهء وى مىگويند به پارهاى از علوم آگاه است . پس محمد در ميان ما ايستاد و گفت : به خدا قسم ! چيزى از رسول خدا ( ص ) بهجز آنچه در اين دو لوح است ، به ارث نبرديم . بعد گفت : خداوندا به خير بگذران درحالىكه اين صحيفه در بند شمشير من است . پس سؤال كردم در صحيفه چيست ؟ پاسخ داد كسى كه
هامش
( 1 ) - طبقات الكبرى ، ج 5 ، ص 73 .
( 2 ) - ايضا ، ج 5 ، ص 72 .
( 3 ) - ايضا ، ج 5 ، ص 70 .