بدعتى گذارده باشد يا بدعتگذار را پناه داده باشد . . . » « 1 » . همچنين هنگامى كه مردى با محمد بن حنفيه ديدار كرد و از آنچه از جانب وى ( محمد حنفيه ) به آن مرد ( مختار ) نسبت داده شده بود ، از او سؤال كرد ، محمد پاسخ داد : از اين سخنان بپرهيزيد كه براى شما عيب است . بر شما باد به كتاب خدا [ قرآن ] . . . زيراكه اولين شما به اين كتاب هدايتشده و آخرين شما هم به آن هدايت مىشود . . . » « 2 »
روشن است كه مختار مهدويت محمد را به سبب هدفهاى سياسى خود شايع كرد ، يعنى مىخواست به نام محمد و بدون شركت دادن او در امور حكومت بر مردم حكمرانى كند . هنگامى كه ابن حنفيه تصميم گرفت به كوفه رود و مختار از آمدن او آگاه شد ، اين كار برايش سخت و دشوار بود . ازاينجهت گفت : در مهدى نشانهاى است كه چون به شهر شما آيد ، مردى در بازار بر او شمشير زند كه به او صدمهاى نرسد ، چون اين سخن مختار به ابن حنفيه رسيد ( همانجا ) اقامت كرد . . . » « 3 » .
مغيريه
[ انتساب به مغيرة بن سعيد بجلى ]
يكى ديگر از فرقههاى غلات مغيريّه است كه منتسب به مغيرة بن سعيد بجلى مقتول به سال 119 ه مىباشد « 4 » . مغيره علىرغم بيزارى امام باقر ( ع ) از وى ، به دروغ ادعا كرد كه آن حضرت به امامت او وصيت نموده است و او تا زمان ظهور حضرت مهدى ( ع ) امام است « 5 » . پيروان مغيره مهدى را « محمد بن عبد الله بن حسن بن حسن مىدانستند كه در زمان منصور عباسى كشته شد » . مغيره با اين عمل در آغاز بهطور موقت خود را امام معرفى كرد و با ادعاى امامت و انجام وظايف امام گامى جسورانه برداشت ، درحالىكه غلات قبل از او مانند مختار ثقفى ادعا مىكردند كه حكومت آنها به نيابت از امام است
هامش
( 1 ) - ايضا ، ج 5 ، ص 77 .
( 2 ) - ايضا ، ج 5 ، ص 70 .
( 3 ) - ايضا ، ج 5 ، ص 74 .
( 4 ) - كشى ، رجال ، ص 195 .
( 5 ) - نوبختى ، فرق الشيعه ، ص 54 .