باشند كه قصهنويسان و افسانهگويان شب و داستانسرايان به جعل آن پرداختهاند . . . » « 1 » .
كيسانيه
[ عقايد كيسانيه ]
كيسانيه از غلات شيعه بودند . سعد اشعرى مىگويد : « كيسانيه درباره على ( ع ) سخنى بزرگ و ناروا مىگفتند . . . » « 2 » . آنها قائل به امامت محمد بن على معروف به ابن حنفيه بودند و گمان مىكردند كه على بن ابى طالب ( ع ) به امامت محمد بن حنفيه تصريح كرده است ، زيرا پرچم جنگ جمل را در بصره به او داد « 3 » . آنها به تناسخ معتقد بودند « و گمان مىكردند كه امامت در على ( ع ) و بعد از او در امام حسن ( ع ) و سپس در امام حسين ( ع ) و سپس در محمد بن حنفيه ، جريان دارد و تناسخ بدان معناست كه روح خدا در پيامبر ( ص ) و روح پيامبر در على ( ع ) و روح على ( ع ) در حسن ( ع ) و روح حسن ( ع ) در حسين ( ع ) و روح حسين ( ع ) در محمد حنفيه و روح ابن حنفيه در فرزندش ابى هاشم ، حلول كرده است . . . » « 4 » . آنها دربارهء ابن حنفيه معتقداتى دارند كه بالاتر از اندازه و درجهء اوست . از قبيل اينكه معتقدند : « بر تمام علوم احاطه دارد و تمام اسرار را از علم تأويل و باطن گرفته تا علم آفاق و انفس ، از آن دو بزرگوار [ امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) ] فراگرفته است » « 5 » . كيسانيه بر اين اتفاق دارند كه دين پيروى از امام است « 6 » .
پيروان يكى از فرقههاى كيسانيه گفتهاند : « محمد بن حنفيه ، مهدى امت است كه على ( ع ) او را به اين نام ناميده و وجود دو مهدى هم جايز نيست كه يكى در زمان ابن
هامش
( 1 ) - اصل الشيعة و اصولها ، بيروت لا . ت ، ص 84 .
( 2 ) - المقالات و الفرق ، ص 23 .
( 3 ) - اشعرى ، ابو الحسن ، مقالات الاسلاميين ، ج 1 ، ص 90 .
( 4 ) - اشعرى ، سعد ، المقالات و الفرق ، ص 26 - 7 .
( 5 ) - شهرستانى ، ملل و نحل ، ج 1 ، ص 131 . منظور شهرستانى از ( دو بزرگوار ) امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) مىباشد .
( 6 ) - ايضا ، ج 1 ، ص 131 .