ه . « 1 » يعنى پس از رسيدن ابو ذر به شام مىدانند ، درحالىكه چنانكه از گفتار مسعودى نيز به دست مىآيد ، زمان آن قبل از سال 30 ه . و هنگامى كه ابو ذر هنوز به شام نرفته بود ، بوده است .
بر خوانندهء محترم پوشيده نيست كه تمام تلاشى كه سازندگان داستان ابن سبا در ساختن حوادث مذكور نمودهاند ، حاكى از آن است كه آنان از اين كار هدف مهمى داشتهاند ؛ آنان مىخواستند ، ثابت كنند ، روش عثمان و استانداران او در تصرف بيت المال و اموال مردم يك روش صحيح و معقولى بوده است و اعتراض ابو ذر دراينمورد ناشى از اين بوده است كه از جانب ابن سباى يهودى الاصل فريب خورده و تحت تأثير حرفهاى او قرار گرفته است .
شايان توجه است كه نظريات ابو ذر در مورد مال پيچيده و دو جهت دارد : از طرفى اين حق را به خليفه ( عثمان ) نمىدهد كه به دلخواه خود و بدون در نظر گرفتن مصلحت مسلمانها در بيت المال تصرف نمايد و از طرفى بر ثروتمندان نيز لازم مىداند كه با وجود پرداختن ماليات واجب اموال خود مانند زكات ، بازهم به فقرا كمك نمايند .
بلاذرى گفته است : « هنگامى كه عثمان آنچه مىخواست به مروان حكم بخشيد ، به حارث بن حكم نيز سيصد هزار درهم و به زيد بن ثابت صد هزار درهم داد . ابو ذر گفت :
مالاندوزان را به عذابى دردناك بشارت باد ! و چون عثمان از ابو ذر خواست كه ديگر از اين حرفها نزند ، ابو ذر پاسخ داد : به خدا قسم ! اينكه با رنجاندن عثمان خداوند از من خشنود شود ، براى من بهتر و عزيزتر است ، از اينكه بخواهم با خشنود كردن عثمان موجبات غضب خداوند را فراهم نمايم . در نتيجه عثمان از اين سخن به خشم آمد و آن را در دل نگه داشت . . . » « 2 » . مسعودى مىگويد : « هنگامى كه ابو ذر در حضور عثمان بود ، تركه ( ميراث ) نقدى عبد الرحمن بن عوف زهرى را آوردند و كيسههاى پول را روى هم ريختند ، به قدرى بود كه بين عثمان و مردى كه ايستاده بود ، حائل شده بود . عثمان گفت :
هامش
( 1 ) - ايضا ، ج 3 ، ص 335 .
( 2 ) - بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 52 .