ساختن آنان مىشود و به عقيده من هدف سازندگان اين افسانه نيز همين بوده است .
از اينكه گفته شده كه ابن سبا و پيروان او به على ( ع ) نسبت خدايى دادهاند ، چنين به دست مىآيد كه سبائيه به تدريج بر غلو خود دربارهء امامت افزودهاند تا آنجا كه امام را خدا دانستهاند . سعد اشعرى پس از اينكه عقيدهء سبائيه را در رابطه با غلو درباره على ( ع ) بيان مىكند ، مىگويد : « بعدازاين آنان دربارهء على ( ع ) گفتند كه او خداوند جهانيان است » « 1 » . فخر رازى اعتقاد به خدا بودن على ( ع ) را يكى از عقايد اساسى سبائيه مىداند و به روشنى بيان مىدارد : « ابن سبا گمان مىكرد ، على ( ع ) همان خداى متعال است » « 2 » و به مرور زمان ابن سبا چنين معرفى شد كه تنها به خدا دانستن على ( ع ) اكتفا نكرد ، بلكه خود را پيامبر خدا ( ص ) نيز دانسته است . علامه حلى مىگويد :
« عبد الله بن سبا . . . غلوكنندهء ملعونى است كه على ( ع ) او را به آتش سوزانيد ، او گمان مىكرد كه على ( ع ) خداست و خودش - لعنت خدا بر او باد - پيغمبر او مىباشد » « 3 » و بنابراين به مرور زمان عبد الله بن سبا را از غلو كردن درحق على ( ع ) تا سرحد خدا دانستن آن حضرت ، بالا بردند و سرانجام گفتند : وى ادعاى نبوت نيز كرده است و ممكن است اينچنين جابهجايى ( كه گاه گفته مىشود او على ( ع ) را امام مىدانست و مطالب ناروايى را به او نسبت مىداد و گاه گفته شده او على ( ع ) را خدا مىدانست و خود را پيامبر او ) و نيز افزوده شدن بر محتواى داستان ابن سبا ، خود دليلى باشد بر ضعف اين داستان و اينكه تمام گفتههايى كه به ابن سبا نسبت داده شده ، ساختگى و جعلى بوده است . هوتسما مىگويد : انديشههايى كه به ابن سبا نسبت داده شده آنگونه كه سازندگان اوليه اين داستان مىخواستند ، باقى نماند و به تدريج تغيير كرده و بر آن افزوده شد . وى سپس چنين اضافه مىكند : « اين بسيار دشوار است كه آنچه را ابن سبا و جانشينان او
هامش
( 1 ) - المقالات و الفرق ، ص 21 .
( 2 ) - اعتقادات ، ص 72 .
( 3 ) - اعتقادات ، ص 72 .