تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
مذهب شيعهء اماميه است ، فرق مىكند و به زودى هنگام بحث از عقايد اماميه ( در فصل بعدى ) به آن اشاره خواهيم كرد . ابن جوزى غلاتى را كه قائل به رجعتى هستند كه از نوع رجعت منسوب به ابن سبا است ، به اسم رجعيه ناميده است و آنان را فرقه‌اى جدا از اماميه دانسته است . وى مىگويد : « آنان گمان مىكردند كه على ( ع ) و اصحابش به دنيا رجعت مىكنند و انتقام خود را از دشمنانشان مىگيرند . » « 1 » چنين به نظر مىرسد كه سازندگان داستان ابن سبا مقصودشان از اينكه اعتقاد به رجعت را به ابن سبا نسبت مىدهند ، اين است كه انديشهء رجعت را در نزد شيعهء اماميه نادرست و بد جلوه دهند و چنان‌كه در جاى خود بيان خواهيم كرد ، معناى رجعت در نزد شيعه با معنايى كه غلات براى آن معتقدند ، فرق مىكند . عقيدهء دومى كه به ابن سبا نسبت داده شده بود ، مسئلهء اعتقاد به وصيت پيامبر ( ص ) در مورد امامت على ( ع ) بود . سازندگان افسانه ابن سبا مىدانند كه شيعه نيز به وصيت پيامبر جهت امامت على ( ع ) معتقد است ، ولى شيعه عقيده دارد كه خدا به پيامبرش محمد ( ص ) امر كرده كه على ( ع ) را به امامت و جانشينى خود برگزيند و بر آن تصريح نمايد و پيامبر ( ص ) اين دستور الهى را در روز غدير با حضور هفتاد و يا هشتاد هزار نفر از مسلمان‌ها به مردم ابلاغ كرد و بر اين امر تصريح نمود . علامه حلى معتقد است : « حديث وصيت منحصر به كتاب‌هاى شيعه نيست ، بلكه اهل‌سنت نيز آن را به طرق متعدد نقل كرده‌اند از جمله : احمد بن حنبل در كتاب مسند خود آن را به هشت طريق روايت كرده است و نيز ابن عبد ربه در عقد الفريد و مسلم در صحيح آن را روايت كرده‌اند » « 2 » . درحالىكه سازندگان داستان ابن سبا مىخواهند مدرك روايت وصيت پيامبر ( ص ) بر امامت على ( ع ) را فردى يهودى به نام ابن سبا قرار دهند كه تظاهر به اسلام مىكرده و بگويند او اين عقيده را شايع كرده است ، نه اينكه خدا و پيامبر ( ص ) به آن امر كرده باشند و روشن است كه اين داستان موجب بدبينى به شيعه و بىاعتبار
هامش
( 1 ) - تلبيس ، ابليس ، ص 22 . ( 2 ) - حلى ، حسن بن يوسف ، اثبات الوصية ، نجف لا : ت ، ص 19 .