تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
دكتر وردى در ضمن سخن خود دربارهء شخصيت ابن سبا مىگويد : « چنين به دست مىآيد كه اين شخصيت شگفت‌انگيز ساختگى باشد و داستان او را همان ثروتمندانى ساخته‌اند كه انقلاب مردم بر ضد آن‌ها به جريان افتاده بود » « 1 » . وردى معتقد است كه ابن سبا همان عمار ياسر بوده است و نيز معتقد است از شگفتىهاى تاريخ اين است كه مىبينيم بسيارى از امورى كه به ابن سبا نسبت داده مىشود ، به نحوى در سيرهء عمار بن ياسر هم وجود دارد . وى براى اثبات ادعاى خود دلايلى نيز نقل مىكند ، از جمله : 1 - كنيه ابن سبا « ابن سودا » است ، عمار ياسر را نيز ابن سودا گفته‌اند . 2 - عمار ياسر از طرف پدر يمنى بوده است و اين به آن معناست كه وى از فرزندان سبا بوده است ، زيرا صحيح است كه به هر يمنى ( ابن سبا ) گفته شود . 3 - عمار ياسر على بن ابى طالب ( ع ) را بسيار دوست داشت و مردم را به دوستى و يارى آن حضرت دعوت مىكرد و به هر صورتى كه ممكن بود ، مردم را تشويق و ترغيب مىكرد كه با على ( ع ) بيعت كنند . 4 - عمار در زمان عثمان به مصر رفت و در آنجا مردم را عليه عثمان تحريك مىكرد ، به‌طورىكه استاندار آنجا از دست او به ستوه آمد و بر او سخت گرفت . 5 - به ابن سبا نسبت داده شده كه وى گفته است عثمان خلافت را به ناحق گرفت و صاحب شرعى و حقيقى خلافت على بن ابى طالب ( ع ) است ( چنان‌كه عمار نيز بر اين عقيده بود ) . 6 و 7 - قضايايى كه مربوط به نقش عمار در جنگ جمل است و نيز قضايايى كه مربوط به علاقه و رابطهء او با ابو ذر نقل شده است . وردى سخن خود را چنين خلاصه مىكند كه ابن سبا به‌جز عمار ياسر فرد ديگرى نبوده است و قريش عمار را در رأس انقلاب عليه عثمان مىدانستند ، ولى عمار در ابتداى كار مايل نبوده كه به نام خود تصريح كند . بدين جهت او به رمز ابن سوداء يا
هامش
( 1 ) - وردى ، على ، وعاظ السلاطين ، بغداد ، 1954 ، ص 151 .