اين است كه آنان مىخواستند ، شورش مصرىها عليه عثمان را به موفقيت دعوت ابن سبا در مصر و آرامش شاميان را به شكست دعوت وى در آنجا نسبت دهند .
پس از بيان مطالب فوق سؤال زير را مطرح مىكنيم كه آيا در واقع فردى به نام ابن سبا وجود خارجى داشته است يا اينكه تنها يك شخصيت خيالى و ساختگى بوده است ؟
چنين پيداست كه خيالى بودن شخصيت ابن سبا به حقيقت نزديكتر است و نسبت به نقش او [ در تاريخ ] اگر نقشى داشته است ، به سبب عوامل دينى و سياسى تا حد زيادى مبالغه شده است .
دلايل ضعيف بودن قصه ابن سوداء ( پسر كنيز سياه ) و جعلى بودن آن بسيار است كه ما به برخى از آنها اشاره مىكنيم :
1 - منابع مهمى همچون طبقات ابن سعد و انساب الاشراف بلاذرى و غيره كه به نقل حوادث دوران خلافت عثمان و جريان كشته شدن او پرداختهاند ، داستان ابن سبا را نقل نكردهاند و تنها تاريخ طبرى منبع اصلى نقل اين داستان به شمار مىآيد كه آن را به تفصيل بيان كرده است . سيد مرتضى عسكرى كه دراينمورد به تحقيق پرداخته به اين نتيجه رسيده است كه كتابهايى كه به عنوان منبع و مدرك ، در نقل اين داستان مورد استفاده قرار گرفتهاند و نيز كتابهايى كه بعد از تاريخ طبرى نوشته شده و اين داستان را بيان كردهاند ، همگى تاريخ طبرى را منبع اصلى در نقل اين داستان قرار دادهاند و مطالب خود را از او گرفتهاند و زمانى كه به تاريخ طبرى مراجعه مىكنيم ، درمىيابيم كه طبرى اين داستان را از قول سيف بن عمر برجمى ( ت 170 ه ) نقل كرده . در اينجا علامه عسكرى بهطور مفصل و كافى به افشاى نقش سيف بن عمر در جعل تاريخ و ساختن حوادث غير واقعى پرداخته تا آنجا كه مىگويد راويان دربارهء عدم اعتماد به خبر سيف هريك به گونهاى اظهار نظر نموده و چنين گفتهاند : « سيف حوادثى را از قول افراد ناشناخته جعل مىكرده و آن را نقل مىكرده است . حديث او ضعيف و سست و بىاهميت است و غير قابل اعتنا و جعلى است . آنچه او روايت كرده از درجهء اعتبار ساقط است . او حديثهايى را جعل مىكرده و آنها را از زبان اشخاص موثقى نقل مىكرده
تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: عبد الله فياض
ص١٢٤