است . تمام احاديث او نارواست و او متهم به زندقه و جعل حديث است « 1 » . همچنين بروكلمان مىگويد : « سيف احاديث و وقايع را تحريف مىكرده است و برخى را بزرگ و برخى را كوچك نشان داده ، ولى همه را به گونهاى نيكو و فريبنده توصيف و بيان نموده است . ازاينجهت طبرى فريفتهء او شده و به هنگام نقل وقايعى كه مربوط به اوايل تاريخ اسلام بوده است ، كتابهاى سيف را به عنوان منبع اصيلى برگزيده است و در اين كار متأخرين هم از طبرى پيروى كردهاند . فلهاوزن نيز سيف را از مورخين قابل اعتماد نمىشناسد « 2 » .
2 - چنانچه ما داستان ابن سبا را ازنظر محتوى نقد و بررسى كنيم ، مىبينيم كه اين داستان پر از تناقضات و مبالغهگويى است ، بهويژه در مورد آنچه راجع به تاريخ حوادث در اين داستان آمده است و نيز مشكل است بتوان بسيارى از نظرياتى را كه آمدن ابن سبا در آن بشارت داده شده ، به او نسبت داد .
چنانكه گفته شد ، تاريخ پيدايش سبائيه در نزد اشعرى و نوبختى پس از شهادت على ( ع ) است ، درصورتىكه طبرى و نيز مورّخينى كه پس از او آمدهاند و اين داستان را از قول او نقل كردهاند ، تاريخ آن را در ششسالهء اخير حكومت عثمان قرار دادهاند .
بنابراين طبرى كه مدرك و منبع اصلى قصهء ابن سباست ، آغاز و پيدايش سبائيه را بين سالهاى 32 و 33 مىداند و نقل كرده است كه در اين تاريخ ابن سبا در بصره بود و پس از آن به كوفه آمد و از كوفه به شام رفت و در آنجا با ابو ذر ملاقات كرد و دربارهء مسئلهء بيت المال و اينكه آيا مال خداست يا مال مسلمين است ، با او به بحث و گفتگو پرداخت .
در نتيجه از گفتههاى طبرى چنين به دست مىآيد كه ابن سبا حدود سال 33 ه . در شام بوده است ، زيرا رفتن او از بصره به كوفه و از كوفه به شام حد اقل شش ماه طول كشيده است . درحالىكه وقتى به تاريخ طبرى مراجعه مىكنيم ، مىبينيم وى مناظرهء بين معاويه
هامش
( 1 ) - عبد الله بن سبا ، نجف 1956 ، ص 17 ؛ و نيز كتاب خمسون و مائة صحابى مختلق ، بيروت 1968 ، ص 11 و بعد از آن .
( 2 ) - تاريخ الادب العربى ، ج 3 ، قاهره 1962 ، ص 37 .