و ابو ذر پيرامون مسائل بيت المال را در وقايع سال 30 ه مىداند و دراينمورد مىنويسد : « هنگامى كه ابن السوداء ( عبد الله بن سبا ) به شام آمد با ابو ذر ملاقات كرد و به او گفت : آيا از معاويه در شگفت نيستى كه مىگويد : مال ، مال خداست ؟ آگاه باشيد ! همهء چيزها از اوست ، گويا معاويه مىخواهد اين مالها را جداى از مسلمانها براى خود داشته باشد و نام مسلمانها را محو كند . سپس ابو ذر نزد معاويه رفت و گفت : چه چيز ترا بر آن داشته است كه مال مسلمانها را مال خدا بنامى ؟ . . . » « 1 »
پس از مناظرهء مذكور معاويه در مورد ابو ذر به عثمان نامه نوشت و به او خبر داد كه ابو ذر بر ضد او آشوب و فتنه به پا مىكند . عثمان از معاويه خواست كه ابو ذر را به مدينه بفرستد ، « معاويه ابو ذر را با راهنمايى نزد عثمان فرستاد » « 2 » . هنگامى كه ابو ذر به مدينه وارد شد ، در همان سال با عثمان روبهرو شد و دربارهء اموال مسلمين باهم مجادله كردند . اين كار منجر شد كه ابو ذر به منطقهاى كه به نام ربذه معروف است ، تبعيد شود و در آنجا بود تا سال 31 يا 32 ه . رحلت كرد « 3 » . از اينجا روشن مىشود كه گفتگو و مجادلهء بين ابو ذر و معاويه در سال 30 ه بوده است و در همان سال نيز ابو ذر به مدينه فرستاده شده است و چنانكه گفتيم ، چيزى نگذشت كه در سال 31 يا 32 ه رحلت كرد و تمام اين حوادث قبل از آن تاريخى است ( سال 33 ه ) كه سازندگان داستان ابن سبا آن را به عنوان زمان ظهور و پيدايش او نقل كردهاند . بنابراين چگونه مىتوان پذيرفت كه ابن سبا در سال 30 ه . در شام با ابو ذر ديدار كند ، درحالىكه به اعتراف سازندگان اين داستان وى در آن تاريخ هنوز به شام نرفته بود و به اظهار انديشههاى خود و دعوت مردم نپرداخته بود و برفرض كه ظهور او صحيح باشد ، بعد از رحلت ابو ذر بوده است ؟ وجود اينگونه تناقضات خود گواه آن است كه ابن سبا شخصيتى تاريخى نبوده است و هيچگاه ابو ذر با او ديدار نكرده است .
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 335 .
( 2 ) - ايضا ، ج 3 ، ص 336 .
( 3 ) - قمى ، عباس ، الكنى و الالقاب ، ج 1 ، نجف 1596 ، ص 73 .