تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
معاصر با غلات بود ، بيان شد ، او به ابو يوسف بن عمرو كه سمت استاندارى وى را در عراق به عهده داشت ، نوشت : تو حال مردم كوفه و دوستى آن‌ها با اين اهل‌بيت ( ع ) را مىدانى و آگاهى كه اين عده ، آن‌ها ( ائمه ) را در مقامى كه حقشان نيست ، قرار داده‌اند ؛ چرا كه اطاعتشان را بر خويشتن واجب كرده و دستورات دينى را از آنان مىگيرند و علم آينده را به آن‌ها نسبت مىدهند « 1 » . نمونهء ديگرى كه محبت مردم به اهل‌بيت ( ع ) را مىرساند ، آن است كه هنگامى كه گروهى از زنادقه فهميدند كه مردم شيفتهء امام صادق ( ع ) مىباشند ، به فكر افتادند ، آن حضرت را نزد مردم تحقير كنند ؛ شيخ مفيد روايت كرده است : امام صادق ( ع ) در مسجد الحرام به سؤال‌هاى مردم پاسخ مىداد و برطبق دستورات اسلامى براى آن‌ها فتوا مىداد . وقتى برخى از زنادقه آن حضرت را بااين‌حال ديدند ، به عبد الكريم بن ابى العوجاء كه يكى از شاگردان و پيروان آنان بود و در سال 155 ه . كشته شد ، گفتند : آيا مىتوانى اين كسى را كه نشسته است ( امام صادق ( ع ) ) به اشتباه اندازى و مسائلى از او بپرسى كه او را در ميان افرادى كه گردش را گرفته‌اند ، شرمنده و رسوا سازى ؟ زيرا تو مىدانى كه مردم شيفتهء او شده و او علّامهء زمان خود شده است . . . » « 2 » .

سبائيه

آغاز غلو در مورد ائمهء علويان به شخصى به نام عبد الله بن سبا كه رئيس فرقه معروف سبائيه « 3 » است ، نسبت داده شده است . در اينكه فرد نامبرده اصالتا از كجا بود و آيا اصلا وجود خارجى داشته است يا تنها يك شخصيت خيالى بوده و مسائلى ازاين‌قبيل ، نظريه‌هاى مختلفى وجود دارد كه به زودى در صفحات آينده از آن بحث مىكنيم : برخى معتقدند ابن سبا فردى يهودى بود كه مسلمان شد و از دوستداران على ( ع )
هامش
( 1 ) - طبرى ، تاريخ ، ج 5 ، ص 448 . ( 2 ) - ارشاد ، طهران 1377 ، ص 263 . ( 3 ) - نوبختى ، فرقه الشيعه ، ص 19