داشتند ، رساندند .
ما اينجا در مقام آن نيستيم كه ظلم و ستمى را كه بر اهلبيت وارد شده به تفصيل بيان نماييم ، بلكه هدف آن است كه دراينمورد به پارهاى از روايات به عنوان نمونه اشاره نماييم :
امويان از زمان معاويه به آزار اهلبيت و شيعيان آنها پرداختند . معاويه دستور داد حجر بن عدى و گروهى از همفكران و نزديكانش را به سبب يك تهمت واهى ، يعنى دوستى على ( ع ) و خالصانه ياد كردن آن حضرت پس از مرگش ، از طريق شكنجه به قتل رسانند .
دراينمورد امام حسين ( ع ) نامهاى به معاويه نوشت كه شايد اين نامه بيانگر گوشهاى از اذيت و شكنجه شيعيان به دست حكام معاويه باشد . امام در اين نامه خطاب به معاويه مىفرمايد : سپس زياد را بر عراقين ( كوفه و بصره ) مسلط كردى ، او دستها و پاهاى مسلمانان را قطع مىكند و چشمهاى آنها را نابينا كرده ، آنان را بر شاخههاى درختان خرما به دار مىزند ، به او نوشتى كه هركس بر دين على ( ع ) باقى است ، او را بكش ! او امر تو را اجرا كرد و پيروان على ( ع ) را كشت و به فرمان تو بدنهاى آنان را مثله نمود و حال آنكه به خدا قسم ! اين دين على ( ع ) بود كه برطبق آن ( مسلمانها ) با تو و با پدرت مىجنگيدند » « 1 » .
فاجعهء كربلا در زمان يزيد جانشين معاويه اتفاق افتاد . محمد بن حنفيه روش معاويه و فرزندش را چنين توصيف مىكند :
« آگاه باشيد ! اعمال بنى اميه بيش از شمشير مسلمانها در نابودى و از بين رفتن آنها مؤثر بود . . . » « 2 » . هنگامى كه عبد الله بن زبير حكومت مكه را به دست آورد با بنى هاشم بدرفتارى كرد ؛ آنها را محاصره كرد و بر آنان سخت گرفت و مورد اذيت و آزار قرار داد و آهنگ محمد حنفيه كرد ؛ او را دشنام داد و از او عيبجويى كرد و دستور داد كه با
هامش
( 1 ) - كشى ، رجال ، ص 34 .
( 2 ) - ابن سعد ، الطبقات ، ج 5 ، ليدن 1332 ، ص 71 .