تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
اما در مورد جمعيت‌هاى ايرانى الاصلى كه به فرقه‌هاى غلات شيعه پيوستند ، اين امر از آنجا ناشى مىشود كه آن‌ها هنوز تحت تاثير افكار قديمى بودند كه براساس آن حكام و سلاطين را از صفات خداگونه بهره‌مند مىدانستند و مورد پرستش قرار مىدادند . در نظر غلاتى كه از موالى ( آزادشدگان ) بودند ، ائمه ازنظر دارا بودن صفات روحانى ، در مرتبه‌اى بودند كه در زمان شرك و بت‌پرستى پادشاهان ايرانى در آن مرتبه قرار داشتند و چنان‌كه قبلا اشاره كرديم ، بسيارى از موالى كه در آغاز پيدايش مكتب تشيع به آن مكتب گرويدند ، جزء غلات شيعه شدند . فلهاوزن مىگويد : « گرويدن موالى به غلات شيعه در تاريخ جهانى حادثهء بااهميتى بوده است . . . مختار خواست امتيازات موجود بين طبقه اول ( عرب‌ها ) و طبقه دوم ( موالى ) مسلمان‌ها را از بين ببرد ، بنابراين كسى كه دراين‌مورد بر مختار خرده مىگرفت ، نبايد بر حجاج ايراد گرفته باشد و قهرا با او موافق بوده است ؛ زيرا حجاج به عكس مختار عمل مىكرد و با تمام توان سعى داشت كه بين مسلمان‌ها اين تبعيضات وجود داشته باشد و آن‌ها را به وضع سابق برگرداند . حق آن است كه مختار سزاوار ستايش است ؛ زيرا او قبل از ديگران فهميد كه در آن زمان وضع موجود دوامى نخواهد يافت ، زيرا اين عربيت و عنصر عربى بود كه كاملا معيار اعطاى حقوق اجتماعى قرار مىگرفت ، نه اسلام و چنانچه مختار به هدف اصلى خود مىرسيد ، ممكن بود دولت عربى را از نابودى نجات دهد » « 1 » . 2 - ظلم و ستمى كه به خاندان پيامبر ( ص ) وارد شد ، موجب شد كه گروه‌هايى از مسلمانان درحق آن‌ها غلو كنند . عده‌اى از زمامداران مسلمين ستم‌هاى دردآورى را در مورد اهل‌بيت مرتكب شدند و اين انگيزه‌اى شد كه جمعيت‌هاى بزرگى از مردم زمان ائمه ، در اين جريان با آن‌ها اظهار همدردى و محبت كنند و اين حالت به مرور زمان رو به فزونى نهاد تا آنجا كه در نزد برخى ، از مرحلهء احترام و قدردانى و پيروى از روش صحيح آن‌ها گذشت و به مرحله‌اى رسيد كه درحق آن‌ها غلو نمودند و آن‌ها را از مرتبه بشريت كه ائمه ( ع ) به آن معتقد بودند ، به مرتبهء الوهيت كه پيروان فرقه‌هاى غلات اعتقاد
هامش
( 1 ) - الخوارج و الشيعه ، ص 252 - 3 .
تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 116 | عبد الله فياض / خاتمى