حججه . . . » « 1 » ، يعنى : به امام صادق ( ع ) عرض كردم : فلانى شما را سلام مىرساند و مىگويد : شفاعت خود را براى من ضمانت كنيد . امام فرمود : آيا از دوستان ماست ؟
گفتم : بلى . فرمود : شأن او بالاتر از اين است . گفتم : او مردى است كه على ( ع ) را دوست دارد ، ولى امامان بعد از او را نمىشناسد . فرمود : گمراه است . گفتم : به همهء امامان اقرار كرده است ، ولى آخرين آنها ( امام زمان ( ع ) ) را انكار كرده است . فرمود : او مانند كسى است كه به عيسى اقرار كند و محمد ( ص ) را انكار كند يا به محمد ( ص ) اقرار كند و عيسى را انكار كند . پناه مىبرم به خدا از انكار كردن حجتى از حجتهاى او . . . » .
امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه على ( ع ) فرمود : « اعلموا ان الارض لا تخلو من حجة الله عز و جل و لكن الله سيعمى خلقه عنها بظلمهم و جورهم و اسرافهم على انفسهم و لو خلت الارض ساعة واحدة من حجة لساخت باهلها و لكن الحجة يعرف الناس و لا يعرفونه كما كان يوسف يعرف الناس و له منكرون . . . » « 2 » ، يعنى : بدانيد زمين از حجت خدا خالى نمىماند ، ولى خداوند ديدههاى مردم را به زودى براثر ظلم و ستم و نيز اسراف بر خودشان از ديدن آن حضرت كور مىكند و اگر زمين يك ساعت از حجت خدا خالى باشد ، اهل خود را فرومىبرد ، ولى حجت خدا مردم را مىشناسد و مردم او را نمىشناسند ، چنانكه يوسف مردم را مىشناخت ولى مردم او را نمىشناختند . . . .
همچنين نعمانى حديثى را نقل مىكند كه در آن حضرت على ( ع ) از غيبت امام زمان ( ع ) و غلبهء بدكاران و تبهكاران بر شيعه « 3 » خبر مىدهد . سپس مىگويد : در اين
هامش
( 1 ) - نعمانى ، محمد بن ابراهيم ، الغيبة ، ص 55 .
( 2 ) - همان كتاب ، ص 70 .
( 3 ) - منظور از غلبهء بدكاران و تبهكاران بر شيعه كه به حديث استناد شده است ، چنانكه از بيانات على ( ع ) در حديث و نيز دنباله گفتار نعمانى ، در شرح حديث فهميده مىشود ، ازنظر گفتوشنود ظاهرى است ؛ يعنى زمانى كه جنگ و فتنه نمودار شود و ظلم و فساد در عالم زياد شود ، چون شيعه معتقد به وجود امام زمان ( ع ) است و معتقد است آن حضرت روزى ظهور مىكند و ساير فرقهها نيز از اين اعتقاد شيعه آگاهند ، ازاينرو حاجيان از شيعه و غير شيعه به منظور آگاهى از ظهور امام زمان ( ع ) به مكه مىروند و چون اثرى از -