تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
امامت است . . . و در اين زمان ناشناخته و از ديده‌ها پنهان است و بر اين كار مأمور است تا زمانى كه خداوند به او اجازهء قيام بدهد . . . . پس ظاهر شود و امر دعوت و قيام خود را آشكار كند » « 1 » . اشعرى در ادامهء گفتار خود در مورد غيبت امام زمان ( ع ) به قول على ( ع ) استناد مىنمايد ، به اين مضمون كه : « خداوند همواره در روى زمين براى مردم حجت و امامى قرار مىدهد و آن را خالى از امام نمىگذارد ، چه حجت او آشكار و شناخته شده باشد و چه پنهان و ناشناخته باشد تا اينكه حجت و براهين و احكام الهى ( به علت بودن امام حفظ شده ) از بين نرود » . وى در ادامه مىافزايد كه اخبار مشابهى نيز دراين‌مورد از ساير ائمه وارد شده است . وى معتقد است : « براى بندگان جايز نيست در كارهاى الهى كه نخواسته كسى بر آن آگاه شود ، بحث كنند و در آنچه از آن بىاطلاعند و بر آن‌ها پوشيده نگه داشته شده به جستجو پردازند و درخواست آشكار نمودن آن را بنمايند . . . » و كسانى كه از اين امر سرپيچى كرده و بخواهند از حال آن حضرت و امورات وى و آنچه خداوند از آن‌ها پوشيده داشته اطلاع يافته و آن را آشكار نمايند ، كار حرامى مرتكب شده و مانند كسى مىباشند كه در ريختن خون آن حضرت و خون شيعيانش و هتك حرمت آن‌ها كمك نمايد . وى در ادامه مىگويد : « براى ما و نيز احدى از مردم جايز نيست كه به فكر و نظر خود هركسى را كه بخواهيم به امامت برگزينيم » ( بلكه تعيين امام بايستى به وسيله خداوند صورت گيرد ) . اشعرى سخنان خود را در مورد معتقدات فرقهء اماميه راجع به غيبت حضرت مهدى ( ع ) چنين پايان مىدهد : « اين مسير امامت است ، راهى كه روشن و آشكار است و اعتقاد به آن واجب و لازم است و همواره فرقهء حقهء اماميه بر آن اجماع كرده‌اند . . . و تا روز رحلت امام حسن عسكرى ( ع ) نيز اين اجماع جارى بوده است » « 2 » . در اينجا بين مطالبى كه اشعرى و نوبختى در مورد غيبت حضرت مهدى ( ع ) بيان كرده‌اند - كه برطبق آن فرقه‌اى از شيعيان پس از وفات امام حسن عسكرى ( ع ) در سال 260 ه به آن اعتقاد داشتند و به اين‌جهت آنان اماميه ناميده شدند -
هامش
( 1 ) - همان مدرك ، ص 102 - 103 . ( 2 ) - همان مدرك ، ص 104 ، 105 ، 106 .