شباهت زيادى وجود دارد « 1 » .
از بيان مطالب گذشته به اين نتيجه مىرسيم كه :
1 - منظور سعد اشعرى و نوبختى از فرقهء اماميه ، آن دسته از شيعيان است كه معتقد بودند ، سلسله امامت در حضرت حجت صاحب الزمان ( ع ) به پايان رسيده و او امامى است كه ولادتش بر مردم پوشيده بوده و اطلاع چندانى از محل اقامت و طرز زندگانى آن حضرت در دست نيست و فقط مشخص است كه او امام و فرزند امام است . علىرغم اين گفتار ، اشعرى برخى از معتمدين شيعه را از بىخبر بودن و رابطه نداشتن با آن حضرت ( امام زمان ( ع ) ) استثناء كرده و مىگويد : « با وجود آنچه بيان كرديم و گفتيم آن حضرت مخفى و به صورت ناشناخته است ، در عين حال لازم است كه معتمدين آن حضرت و يا معتمدين پدرش گرچه تعدادشان كم باشد ، از امر آن حضرت باخبر باشند ، زيرا وصيت امامى دربارهء امام بعد از خود بدون وجود شاهدان عادلى كه از دوستان نزديك امام باشند ، قابل اثبات نبوده و از صحت برخوردار نمىباشد . . . » « 2 » .
شايان توجه است كه تعداد امامان فرقه اماميه تا بعد از غيبت حضرت مهدى ( ع ) كه آخرين و دوازدهمين امام آنهاست ، به دوازده تن مىرسد ؛ به اينجهت از شيعيان اماميه به « اثنىعشريه » نيز نام برده شده است .
2 - اشعرى كه خود يكى از معاصرين غيبت است ، - زيرا چنانكه قبلا گفتيم ، در سال 301 ه . وفات نموده - در انتخاب و گزينش امامان كه از جملهء آنان امام غايب ( ع ) است ، كارآيى عقل و انديشه را محدود دانسته و بهطور اساسى دراينباره به دليل نقلى تكيه كرده است .
چنين پيداست كه دليل عقلى در مورد انتخاب امام غايب ( ع ) و غيبت او كه به وسيلهء علم كلام تقويت شد ، بعدها از ديدگاه شيعهء اماميه جايگاه مهمى را اشغال كرد .
همانطور كه از نوشتههاى شيخ طوسى در دو كتابش به نامهاى الغيبه ، و تلخيص
هامش
( 1 ) - فرق الشيعه ، ص 90 ، 91 ، 92 ، 93 .
( 2 ) - المقالات و الفرق ، ص 105 ، 106 .