الشافى كه قبلا هم از آن نام برديم ، اين مطلب به دست مىآيد و به اعتقاد من چنين امرى طبيعى بود ، زيرا اين عقيده به مرور زمان پرورش يافت و به مباحث علم كلم متكى گرديد .
3 - نوبختى معتقدات تمام فرقههاى شيعه را كه پس از امام يازدهم به وجود آمدند ، رد كرده و در ميان آنها فقط فرقهء اماميه را برحق مىداند ، زيرا در نظر او اين فرقهء اماميه است كه مسير امامت را پيموده و چون پيروان آن به پايان يافتن سلسلهء امامت به حضرت مهدى ( ع ) اعتراف كردهاند ، از روش نخستين امامان كه راه روشن و آشكارى در مسير حق مىباشد ، پيروى كردهاند « 1 » .
بنابراين روشن است كه اعتراف به غيبت امام دوازدهم ( ع ) كه پس از سال 260 ه .
صورت گرفت ، به عنوان يك پايهء اعتقادى و محور تشيع در نزد شيعهء اماميه به حساب مىآمد . نعمانى ( از علماى قرن سوم ) در كتابش به نام الغيبه « 2 » احاديث فراوانى را در مورد اثبات غيبت حضرت مهدى ( عج ) آورده است . وى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه آن حضرت فرمود : « ثلاثة لا ينظر الله اليهم يوم القيامة و لا يزكيهم و لهم عذاب اليم : من زعم انه امام و ليس به امام ؛ و من زعم فى امام حق انه ليس به امام و هو امام ، و من زعم ان لهما فى الاسلام نصيبا » : يعنى : خداوند متعال در روز قيامت سه نفر را ( به ديدهء محبت ) نمىنگرد و آنان را پاك نمىسازد و عذابى دردناك براى آنان است : كسى كه پندارد امام است و امام نباشد و كسى كه پندارد امام به حق ، امام نيست ، درحالىكه او امام است و كسى كه پندارد براى اين دو نفر در اسلام بهرهاى است . در حديث ديگر محمد بن تمام مىگويد : « قلت لابى عبد الله عليه السلام : ان فلانا يقرئك السلام و يقول لك اضمن لى الشفاعة فقال أ من موالينا ؟ قلت نعم . قال امره ارفع من ذلك . قال قلت انه رجل يوالى عليا ؟ و لم يعرف من بعده من الاوصياء . فقال ضال ، قلت فأقرّ بالائمة جميعا و جحد الآخر . قال كمن اقرّ بعيسى و جحد محمدا أو أقر بمحمد و جحد عيسى نعوذ بالله من جحد حجة من
هامش
( 1 ) - فرق الشيعه ، ص 80 و بعد آن .
( 2 ) - كتاب مذكور در تهران به سال 1383 ه چاپ گرديده است .