« شبكة شدخ » . در حديث ابو رهم كلثوم بن حصين غفارى در غزوهء تبوك از آن نام برده شده است . گمان مىرود « شدخ » وادىاى باشد كه روستاى نخل در محل آن قرار دارد و در راه مدينه به قصيم واقع شده است .
( 1 )
شرائع :
چشمهاى است در وادى حنين در بيست و هشت كيلومترى مسجد الحرام .
وادى حنين به اين چشمه نسبت داده شده و به نام « وادى الشرائع » خوانده مىشود .
( 2 )
شراج الحرّه :
( به كسر شين ) ، جمع « شرج » به معناى آبراههاى از زمين سنگلاخ به سوى زمين نرم يا دشت است .
شراج الحرّه در مدينة النبى قرار دارد . بر سر همين شراج الحرّه بود كه زبير با شخصى اختلاف پيدا كرد و قضاوت را به حضور پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بردند .
( 3 )
شراف :
نامى است كه در اخبار از آن ياد شده و من نتوانستم موقعيت آن را روشن سازم ؛ مثلا در سخن عبد اللّه بن مسعود آمده است : « كاش پرندهاى در شراف بودم » . نيز در روايت آمده است : « زود است كه بين شراف و فلان سرزمين نه بىشاخى باقى بماند و نه شاخدارى » .
سؤال شد : چگونه ؟ فرمود : « مردم دسته دسته مىشوند و گردن يكديگر را مىزنند » .
( 4 )
شرب :
( به فتح اول و كسر دوم ) ، جايى است نزديك مكه كه جنگ فجار در محل آن به وقوع پيوست . در اين جنگ ، حرب و سفيان و ابو سفيان ، پسران اميه ، براى آنكه از ميدان نگريزند ، خود را بسته بودند و از همين رو به نام عنابس ( شيران ) خوانده شدهاند . پيامبر اكرم در اين جنگ حضور داشت اما با آنكه به سنّ پيكار رسيده بود ، در كار مبارزه و كشتار شركت نكرد و آنچه مانع حضرت از اين كار شد ، اين بود كه جنگ در ماههاى حرام بود .
( 5 )
شربّه :
( به فتح اول و دوم و تشديد باء ) ، در داستان اسلام آوردن نعمان كندى ، كه در ناحيهء شربّه ، در نجد سكونت داشت ، از اين مكان نام برده شده است . بعضى گفتهاند : شربه از نواحى ربذه است . گروه ديگرى گفتهاند : ميان « نخل » و معدن بنى سليم ( مهد ) قرار دارد . مورّخان اين نواحى را از نجد به شمار آوردهاند .