( 1 )
« ش »
[ شاذروان :
به برآمدگى كوتاهى گفته مىشود كه به استثناى قسمت حجر اسماعيل ، از سه سوى ديگر ، به ارتفاع اندكى از مطاف ، در پايين ديوارهاى جنوب غربى ، جنوب شرقى و شمال شرقى كعبه قرار دارد . دهخدا شاذروان را معرّب شادروان ذكر كرده و معناى آن را پايه و اساس دانسته است . « 1 »
از نظر شيعه و بعضى از مذاهب اهل سنت ، طواف بر روى شاذروان جايز نيست ؛ زيرا شاذروان جزئى از كعبه است كه در بازسازى كعبه توسط قريش از قسمت شاذروان به بالا ، اندكى از عرض بيرونى ديوار كاسته شد و در آن ، حالت تورفتگى ايجاد گرديد و در نتيجه ، برآمدگى ياد شده در پايين ديوارها به وجود آمد . « 2 » ]
( 2 )
شاس :
هرگاه در نگاه كسى خشم و كينه نمايان شود ، مىگويند : « شاس الرجل » . و نيز « شاس » راهى بوده ميان مدينه و خيبر كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگام رفتن به جنگ خيبر ، از پيمودن آن خوددارى ورزيد و راه مرحب را در پيش گرفت ؛ چرا كه آن حضرت فال نيك زدن را دوست داشت .
( 3 )
شاكر :
يكى از مخاليف ( دهكدههاى ) يمن در عهد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوده است .
( 4 )
شام :
اين نام به سه صورت تلفظ مىشود :
مدّ بدون همزه ، همزهء با سكون و همزهء مفتوح . نام شام در تاريخ ، بر فلسطين ، سوريه ، لبنان و اردن اطلاق مىشود . در
هامش
( 1 ) . دهخدا ، ج 8 ، ص 12318
( 2 ) . برگرفته از جواهر ، ج 19 ، ص 299