( 1 )
شرج :
( به فتح اول و سكون دوم ) ، جمع آن « شراج » و در لغت به معناى آبراههاى از زمين سنگلاخ به سوى زمين نرم يا دشت است .
( 2 )
شرج العجوز :
جايى است نزديك مدينه و در حديث كعب بن اشرف از آن ياد شده است .
( 3 )
شرف :
( به فتح اول و دوم ) ، در لغت به معناى جاى بلند و مكان مرتفع است . اصمعى مىگويد : شرف همان كبد ( وسط ) نجد است و قرقگاه ضريّه در آنجا است .
ربذه ، يا همان قرقگاه راست ( الحمى الايمن ) در شرف واقع مىباشد و شريف در پهلوى آن است و وادى تسرير ، آن دو را از يكديگر جدا مىسازد .
بنابراين ، آنچه در شرق قرار دارد ، شريف است و آنچه در سمت غرب مىباشد شرف است . گفتهاند : شرف قرقگاهى است كه عمر بن خطاب آن را قرق كرد ، نه « سرف » .
( 4 )
شرف الأثايه :
- « أثايه » .
( 5 )
شرف الروحاء :
- « روحاء » .
( 6 )
شرف السّياله :
بين ملل و روحاء قرار دارد .
در حديث آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله صبح روز يكشنبه به ملل ، كه با مدينه يك شب راه فاصله دارد رسيد و سپس شبانگاه حركت كرد و شام را در شرف السياله صرف كرد و نماز صبح را در عرق الظبيه خواند . شرف السياله اينك به نام « شرفه » معروف است .
( 7 )
شرى ( ذو الشرى ) :
بتى بوده از قبيلهء دوس در سرزمين زهران ( در عربستان سعودى ) . در داستان طفيل بن عمرو دوسى از اين اسم خاص ياد شده و آمده است كه وى پس از گرويدن به اسلام ، نزد قوم خود برگشت و از همسرش خواست كه به قرقگاه ذو الشرى برود و با آب آنجا خود را تطهير كند ، - « دوس » .
( 8 )
شظاة :
وادى قنات ( در مدينه ) بعد از سدّ عاقول تا روبهروى كوه احد را شظاة گويند و از آنجا تا محلّ تلاقى قنات با عقيق و بطحان به نام قنات موسوم است و پس از آن را اضم مىگويند . اينها نامهايى قديمى است ، اما امروزه بالاى وادى قنات را وادى عاقول مىگويند و بخش نزديك به آرامگاه حضرت حمزه