( 1 )
شتان :
( به فتح اول و تخفيف تاء ) ، « شتن » در لغت به معناى بافتن است و « شتن » و « شتون » به معناى بافنده . شتان : كوهى است ميان كداء و كدىّ . گفته مىشود :
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در حج خود ، شب را آنجا گذراند و سپس از طريق كداء وارد مكه شد .
بلادى مىنويسد : شايد « شتان » بين كداء و كدى ( به الف مقصور ) باشد ؛ كوهى كه ميان اين دو قرار دارد كوه قعيقعان است و تاريخ مىگويد كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله شب را در دامنهء غربى آن در ذى طوى به سر برد . امروزه به اين سوى كوه ؛ يعنى جهت غربى قعيقعان ، كوه سودان گفته مىشود و ممكن است سودان تحريفشدهء « شتان » باشد . اين قولى است قابل قبول .
( 2 )
شجره :
درخت سمره ( امّ غيلان ، طلح ) بوده و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگامى كه از مدينه به قصد حج مىرفت ، در در محلّ فرود مىآمد و از آنجا محرم مىشد . اين درخت در ذو الحليفه ( آبار على ) است و در جاى آن مسجد شجره ساخته شد .
مسجد شجره ، ميقات مردم مدينه و همهء كسانى است كه براى حج يا عمره از آنجا مىگذرند .
افزون بر اين ، سه « شجرهء » ديگر نيز داريم :
1 - در آيهء 18 ، سورهء فتح ، از آن ياد شده است ؛
. . . إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ . . .
اين شجره در حديبيه ، نزديك مكه بوده [ و بيعت رضوان زير آن ، با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله انجام گرفت ] .
2 - شجرهاى كه بعضى از پيامبران در زير آن به دنيا آمدند و نافشان بريده شد . گفتهاند كه اين درخت در اطراف مكه بوده است .
3 - شجره ، نام قريهاى است در فلسطين كه قبر صديق بن صالح عليه السّلام و قبر دحيهء كلبى در آنجاست .
( 3 )
شحر :
( به كسر شين ) ، شهرى ساحلى در حضرموت .
[ شحر :
ميانهء وادى و نيز مجراى سيل است و از اسامى مدينه مىباشد . « 1 » ]
( 4 )
شدخ :
( به فتح اول و دوم ) ، اين كلمه به « شبكه » اضافه مىگردد و گفته مىشود :
هامش
( 1 ) . تاج العروس ، ج 12 ، ص 146 مادهء « شحر » .