( 1 )
جرش :
( به فتح جيم و راء ) ، شهرى است در شرق اردن ، واقع در بيست و پنج كيلومترى جنوب شرقى عجلون . اين شهر در دورهء خلافت عمر بن خطاب به دست شرحبيل بن حسنه فتح شد .
نيز : جرش دهكدهاى است در منطقهء قدس فلسطين .
( 2 )
جرف :
( به ضمّ جيم و سكون راء ) ، جرف مذكور ، در احاديث و سيره ، در شمال مدينه قرار داشته ولى امروزه يكى از محلّههاى متصل به مدينه است و محلهاى زراعى و جمعيتنشين مىباشد .
( 3 )
جزع :
در نامهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به بلال بن حارث ، اين نام آمده است . جزع در لغت به معناى خم وادى و رودخانه مىباشد .
جزع نام خاص جايى نيست بلكه نشانهاى است براى تعيين يك جا و مكان .
( 4 )
جزّعه :
در نامهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به بلال بن حارث مزنى از اين مكان نام برده شده است . حضرت طىّ اين نامه ، نخل را به بلال واگذار كرد و جزّعه بخشى از منطقهء نخل است كه داراى نخلستان بوده .
ابن سعد مىنويسد : جزّعه نام دهكدهاى است . اما من در نواحى مدينه دهكدهاى به اين نام شناسايى نكردم .
( 5 )
جشم :
( به ضمّ اول و فتح دوم ) ، چاه يا جايى بوده در مدينه . عدهاى محل آن را در جرف دانستهاند و بعضى هم در وادى رانونا . شايد هم دو جشم بوده است ، يكى از جرف و ديگرى در وادى رانونا .
( 6 )
جصّين :
( به كسر جيم و تشديد صاد ) ، جايى در مرو خراسان . عبد اللّه بن بريدة بن حصيب گويد : پدرم در مرو درگذشت و قبرش در جصّين است . او پيشوا و نور اهالى مشرق زمين است ؛ چرا كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : هر مردى از اصحاب من در شهرى از شهرها بميرد ، روز قيامت پيشواى مردم آن شهر خواهد بود .
( 7 )
جعرّانه :
( به كسر جيم و عين و تشديد راء ) ، اين كلمه كه با كسر جيم و سكون عين و تخفيف راء نيز آمده ، نام جايى است ميان مكه و طائف كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگام بازگشت از جنگ حنين ، در اين مكان توقف كرد و غنايم هوازن را تقسيم نمود و از همانجا محرم شد .
جعرانه در شمال شرقى مدينه ، در ابتداى وادى سرف واقع شده و هنوز هم