تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
( 1 )

جرش :

( به فتح جيم و راء ) ، شهرى است در شرق اردن ، واقع در بيست و پنج كيلومترى جنوب شرقى عجلون . اين شهر در دورهء خلافت عمر بن خطاب به دست شرحبيل بن حسنه فتح شد . نيز : جرش دهكده‌اى است در منطقهء قدس فلسطين . ( 2 )

جرف :

( به ضمّ جيم و سكون راء ) ، جرف مذكور ، در احاديث و سيره ، در شمال مدينه قرار داشته ولى امروزه يكى از محلّه‌هاى متصل به مدينه است و محله‌اى زراعى و جمعيت‌نشين مىباشد . ( 3 )

جزع :

در نامهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به بلال بن حارث ، اين نام آمده است . جزع در لغت به معناى خم وادى و رودخانه مىباشد . جزع نام خاص جايى نيست بلكه نشانه‌اى است براى تعيين يك جا و مكان . ( 4 )

جزّعه :

در نامهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به بلال بن حارث مزنى از اين مكان نام برده شده است . حضرت طىّ اين نامه ، نخل را به بلال واگذار كرد و جزّعه بخشى از منطقهء نخل است كه داراى نخلستان بوده . ابن سعد مىنويسد : جزّعه نام دهكده‌اى است . اما من در نواحى مدينه دهكده‌اى به اين نام شناسايى نكردم . ( 5 )

جشم :

( به ضمّ اول و فتح دوم ) ، چاه يا جايى بوده در مدينه . عده‌اى محل آن را در جرف دانسته‌اند و بعضى هم در وادى رانونا . شايد هم دو جشم بوده است ، يكى از جرف و ديگرى در وادى رانونا . ( 6 )

جصّين :

( به كسر جيم و تشديد صاد ) ، جايى در مرو خراسان . عبد اللّه بن بريدة بن حصيب گويد : پدرم در مرو درگذشت و قبرش در جصّين است . او پيشوا و نور اهالى مشرق زمين است ؛ چرا كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : هر مردى از اصحاب من در شهرى از شهرها بميرد ، روز قيامت پيشواى مردم آن شهر خواهد بود . ( 7 )

جعرّانه :

( به كسر جيم و عين و تشديد راء ) ، اين كلمه كه با كسر جيم و سكون عين و تخفيف راء نيز آمده ، نام جايى است ميان مكه و طائف كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگام بازگشت از جنگ حنين ، در اين مكان توقف كرد و غنايم هوازن را تقسيم نمود و از همانجا محرم شد . جعرانه در شمال شرقى مدينه ، در ابتداى وادى سرف واقع شده و هنوز هم