تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
فى جوف الفرا » « 1 » محققان مىگويند : جلهمتان همان جلهتان ، تثنيهء جلهه ، است كه يك ميم به آن اضافه شده است . ( 1 )

جليل :

در بيت زير كه بلال بن رباح بدان تمثل جسته ، اين نام آمده است :
الا ليت شعرى هل أبيتنّ ليلة * بواد و حولى إذخر و جليل
دانشمندان معتقدند : « جليل » ( در اين بيت ) نام گياهى است - « اذخر » ، نه نام جايى . اما نظر بلادى ( در معالم الحجاز ) اين است كه جليل وادىاى است كه از غرب كوه حرا جريان مىيابد و در بالاى وادى فخّ به اين وادى مىريزد . ( 2 )

الجليل :

منطقه‌اى است در شمال فلسطين كه در اخبار و تواريخ از آن ياد شده است . شاعر مىگويد :
فلولا ربّنا كنّا يهودا * و ما دين اليهود بذي شكول
و لو لا ربّنا كنّا نصارى * مع الرهبان في جبل الجليل
( 3 )

جمّاء :

( به فتح جيم و تشديد ميم ) ، به عمارت يا دژى كه كنگره نداشته باشد « اجمّ » مىگويند و مؤنث آن « جمّاء » است . عبارت « شاة جمّاء » ( گوسفند بىشاخ ) نيز از همين معنا گرفته شده است . همچنين جمّاء ، كوه كوچكى است در مدينه و وجه تسميهء آن بدين نام است كه دو كوه وجود دارد و اين يكى كوچك‌تر از ديگرى است . در جنوب غربى مدينه ، سه جمّاء وجود دارد كه نزديك و مجاور هم هستند : ( 4 ) يكى جمّاء تضارع ، ديگرى جماء عاقر يا عاقل و سومى جماء امّ خالد . جماء تضارع همان است كه هرگاه كسى از مدينه - از راه بدر كه از باب العنبريه و سپس وادى عروه مىگذرد - به سمت مكه حركت كند در سمت راست او قرار مىگيرد و قعر عروه در دست چپش واقع مىشود . ( 5 ) جماء امّ خالد از غرب چسبيده به جماء تضارع است . بن و بيخ اين هر دو
هامش
( 1 ) . اين يك ضرب المثل است . مىگويند : سه نفر در پى شكار بيرون رفتند . يكى خرگوشى شكار كرد ، دومى آهويى و سومى يك خر وحشى ( فرا ) . به نظر مىرسد كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به منظور بىتوجهى به ابو سفيان و كم اهميت نشان دادن ديدار با او ، به اين ضرب المثل توسل جسته است .