به همين نام معروف است . پس از آنكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بعد از غزوهء طائف ، از جعرانه براى گزاردن عمره محرم شد ، مسلمانان نيز به تأسى از آن حضرت ، آنجا را محلّ محرم شدن براى عمره قرار دادند .
( 1 )
جفلات :
در نامهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به عوسجهء جهنى ، براى تعيين حدود اقطاع به او ، از اين مكان نام برده شده است . من نمىدانم جفلات چيست ؟ همين اندازه مىدانم كه در سرزمين ينبع است .
( 2 )
جلّال :
( به فتح جيم و تشديد لام ) ، در حديث هرماس بن حبيب از پدرش ، از جدّش آمده است كه به عمر بن خطاب گفت : « شبكهاى « 1 » ( چاهى ) را كه در پشت جلّال است به من واگذار كن » .
بعضى گفتهاند : جلّال نام كوهى است ؛ برخى ديگر گفتهاند : راه بوده است .
( 3 )
جلس :
( به فتح جيم و سكون لام ) ، در لغت به معناى زمين سخت است .
همچنين گفته مىشود : جمل جلس و ناقة جلس ؛ يعنى شتر نر يا مادهء استوار و فربه و ستبر .
و نيز « جلس » نام خاصى است براى جاى برآمده و مرتفع در سرزمين نجد .
در حديثى كه طبرانى در معجم كبير خود از بلال بن حارث مزنى روايت كرده ، از « جلس » ياد شده است ؛ آنجا كه مىگويد : « مشركان را در غور اسكان دادم و مسلمانان را در جلس . . . » .
( 4 )
جلهتان :
تثنيهء « جلهه » است به معناى دهانهء وادى و آن طرف رود كه روبهروى انسان واقع مىشود . بعضى گفتهاند به معناى دو كرانهء وادى است . جلهه و عدوه و ضفّه هر سه به يك معنا ( كرانه وادى و رودخانه ) هستند .
( 5 )
جلهمتان :
در حديث آمده است كه ابو سفيان از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اجازهء شرفيابى به حضور ايشان را خواست ، اما حضرت بقيهء مردم را جلوتر از او به حضور پذيرفت . ابو سفيان گفت : به سنگهاى جلهمتان جلوتر از من اجازه ورود مىدهى ؟ ! حضرت فرمود : « الصيد كلّه
هامش
( 1 ) . شبكه ؛ چند چاه نزديك به هم ، زمين داراى چاههاى فراوان ، چاه واقع در بالاى كوه - م .