در سال 1039 هجرى قمرى از آنها گرفته شده و از اينرو به اين كوه « مقلع الكعبه » نيز گفته مىشود . « 1 » ]
( 1 )
جبله :
( به فتح اول و دوم و سوم ) :
تپهاى است سرخ رنگ و طولانى ، كه چنانچه از دوادمى به سمت شهر عفيف به روى ، تپه در شمال اين شهر واقع مىشود . يكى از جنگهاى عرب ، كه گفتهاند در سال تولد رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله به وقوع پيوسته ، در محل همين تپه رخ داده است .
( 2 )
جثجاثه :
( به فتح جيم و سكون ثاء ) ، روايت شده كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در مسجدى ميان جثجاثه و بئر شدّاد نماز گزارد . . . جثجاثه نزديك نقيع است كه در شانزده ميلى مدينه قرار دارد . - « نقيع » .
( 3 )
جحفه :
( به ضم اول و سكون دوم ) ، جايى است ميان مكه و مدينه ، واقع در بيست و دو كيلومترى جنوب شرقى رابغ و ميقات مردم مصر و شام است ، در صورتى كه از مدينه عبور نكنند . نام قبلى آن « مهيعه » بود ، اما چون در يكى از سالها سيلى جارى شد و تمام اين محل ويران كرد و اهالى آن را با خود برد « 2 » به نام « جحفه » خوانده شد . جحفه در راه هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوده و در حديث از آن نام برده شده است .
( 4 )
جداجد :
( به فتح جيم ) ، جمع « جدجد » است به معناى زمين هموار سخت . در حديث هجرت آمده است كه بلد راه آن دو را از وسط ( وادى ) ذا كشد برد و سپس از جداجد گذراند .
[ جدال :
به معناى مجادله است و در ذيل آيهء شريفهء :
وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ . . .
« 3 »
در حديثى چنين آمده است : « الجدال فى الحديث ، هو قول الرّجل : لا و اللّه و بلى و اللّه » جدال در حج عبارت است از سخن ( سوگند ) نه به خدا ، براى انكار چيزى و آرى به خدا ، براى اثبات چيزى .
بعضى از افاضل مطلق سوگند را جدال دانستهاند . « 4 » ]
هامش
( 1 ) . بلادى ، ج 7 ، ص 220 و 221 ، به نقل پاورقى از ازرقى ، ج 1 ، ص 223
( 2 ) . اجتحفه ؛ او را از بيخ و بن بركند و كشت .
اجتحف السيل الوادى : سيل رسوب و لاى وادى را بركند و با خود برد .
( 3 ) . بقره : 197
( 4 ) . طريحى ، ج 1 ، ص 352 ، مادهء « جدل » .