درست بيانديش و چشم باز كن و ببين ، در صحنهء هستى چه مانده است . بريده باد آن گلو و دهان كه تف به ماه فروزان و آسمان بياندازد و نداند كه تف او راهى به ماه و آسمان پيدا نكرده و به روى خود او باز خواهد گشت و -
( ( 2100 ) ) تا قيامت تف بر او بارد ز رب
همچو تبت بر روان بو لهب
طبل و پرچم در اختيار شهريار حق و حقيقت است ، سگ كسى است كه چنين شهريار را طبل خوار مىنامد . آسمانها بندهء دست به سينهء ماه روى او و شرق و غرب چرخ نيلگون نان خواه و تسليم وىاند . زيرا هدف خلقت زمين و آسمان مرد الهى است كه خليفه الله در روى زمين است و همگان در انعام و بخشش او به سر مىبرند . اگر مرد الهى نبود ، نه فلك مينا رنگ گردش و نورى داشت و نه براى فرشتگان جايى براى تسبيح و تقديس . اگر انسان مجذوب به حق وجود نداشت ، درياهاى بىكران نه ماهىها به وجود مىآوردند و نه در شاهوار . آن همه گنجهاى درونى و يا سمنهاى برونى را كه زمين بر خود مىگيرد و آن همه طلا و لعل و عناصر موميايى كه كوه ها دارا هستند ، بىشك و ترديد به بركت وجود اولياء الله است كه در روى زمين با فروتنى قدم بر مىدارند . بلى -
( ( 2107 ) ) رزقها هم رزق خواران وىاند
ميوه ها لب خشك باران وىاند
جاى بسى شگفتى است كه اين گروه صدقه بخش خويش را صدقه مىدهند اى فقير ، تو كه از بركت فقر طلا و حرير در اختيار دارى ، به اغنياى نيازمند هم صدقه ها عطا كن . عجبا اى عجوز فرتوت كه مانند تو منبع ننگ و عار ، همسر آن مرد روح پذيرفته شدهاى ، مانند آن زن كافر هستى كه در همسرى نوح عليه السلام بود اگر اى تيره روز گنده پير ، با اين خانهء شرف و قدس ارتباطى نداشتى ، همين دم پاره پاره ات مىكردم و اين نوح دوران را از مثل تو موجود نكبت بار نجات مىدادم و با ديدن قصاص كشتن تو ، به مقام والاى حق دانى و حق يا بى نائل مىگشتم ، اما چكنم كه نمىتوانم با خاندان شاه زمان گستاخى كنم .