( ( 4744 ) ) دست اندازيم چون اسبان سپس
در دويدن سوى مرعاى انس
( ( 4745 ) ) گام اندازيم و آنجا گام نى
جام پردازيم و آنجا جام نى
( ( 4746 ) ) زان كه آنجا جمله اشيا جانى است
معنى اندر معنى ربانى است
( ( 4747 ) ) هست صورت سايه معنى آفتاب
نور بىسايه بود اندر خراب
( ( 4748 ) ) چون كه آنجا خشت بر خشتى نماند
نور مه را سايهء زشتى نماند
( ( 4749 ) ) خشت اگر زرّين بود بركندنى است
چون به جاى خشت وحى و روشنى است
( ( 4750 ) ) كوه بهر دفع سايه مندك است
پاره گشتى بهر اين نور اندك است
( ( 4751 ) ) بر برون كُه چو زد نور صمد
پاره شد تا در درونش هم زند
( ( 4752 ) ) گرسنه چون بر كفش زد قرص نان
وا شكافد از هوس چشم و دهان
( ( 4753 ) ) صد هزاران پاره گشتن ارزد اين
از ميان چرخ برخيز اى زمين
( ( 4754 ) ) تا كه نور چرخ گردد سايه سوز
شب ز سايهء توست اى ياغىّ روز
( ( 4755 ) ) اين زمين چون گاهوارهء كودكان
بالغان را تنگ مىدارد مكان
( ( 4756 ) ) بهر طفلان حق زمين را مهد خواند
شير در گهواره بر طفلان فشاند
( ( 4757 ) ) خانه تنگ آمد از اين گهواره ها
طفلكان را زود بالغ كن شها
هان مكن اى گاهواره خانه تنگ
تا تواند رفت بالغ بىدرنگ
( ( 4758 ) ) خانهاى گهواره رو ضيّق مدار
تا تواند كرد بالغ انتشار
آيه
« أَفَعَيِينا بِالْخَلْقِ اَلأَوَّلِ . بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ 50 : 15 . » ( 1 ) ( آيا ما پس از به وجود آوردن نخستين خلقت عاجز شديم . بلكه آنان از آفرينش استمرارى در اشتباهند ) .
توضيح
- يعنى آنان گمان مىكنند كه ما با به وجود آوردن آسمانها و زمين ، ديگر نظارت و سلطهاى به آن نداريم و در حقيقت گمان مىكنند ما اختيار و سلطهء خود را با اولين خلقت از دست دادهايم . آنان نمىفهمند كه بقاى عالم هستى وابسته به جريان
هامش
( 1 ) سوره ق ، آيهء 15 . .