تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
كسى كه مركب چوبين را در دريا بشكند ، در آب دريا غرق و تبديل به ماهى مىشود . آن عارفان كه سخنى از دهانشان بر نمىآيد -
( ( 4631 ) ) نه خموش است و نه گويا نادريست حال او را در عبارت نام نيست
آرى نه خاموش است و نه گويا ، ولى هم خاموش است و هم گويا ، شرح اين حالت شگفت انگيز بيرون از آداب و رسوم گفت گوها و انديشه ها است ، لذا مىگذاريم و مىگذريم .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 559 | محمد تقي جعفري