( ( 4465 ) ) گفت قاضى كاى صنم تدبير چيست ؟
گفت خانهء اين كنيزك بس تهى است
( ( 4466 ) ) خصم در ده رفت و حارس نيز نيست
بهر خلوت سخت زيبا مسكنى است
( ( 4467 ) ) امشب ار امكان بود آن جا بيا
كار شب بىسمعه است و بىريا
( ( 4468 ) ) جمله جاسوسان ز خمر خواب مست
زنگى شب جمله را گردن زده است
( ( 4469 ) ) خواند بر قاضى فسونهاى عجب
آن شكر لب وانگهانى از چه لب
( ( 4470 ) ) چند با آدم بليس افسانه كرد
چون كه حوا گفت خور آن گاه خورد
( ( 4471 ) ) اولين خون در جهان ظلم و داد
از كف قابيل بهر زن فتاد
( ( 4472 ) ) نوح تابهء خانه مىپرداختى
واهله بر تابه سنگ انداختى
( ( 4473 ) ) مكر زن بر فن او چيره شدى
آب صافى وعظ او تيره شدى
( ( 4474 ) ) قوم را پيغام كردى از نهان
كه نگه داريد دين زين گم رهان
لوط را زن همچنين بد كافره
خوانده باشى قصه آن فاجره
يوسف از كيد زليخاى جوان
مانده در زندان براى امتحان
هر بلا كاندر جهان بينى عيان
باشد از شومى زن در هر مكان
( ( 4475 ) ) مكر زن پايان ندارد ، رفت شب
قاضى زيرك سوى زن بهر دبّ
آيه
« وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَهُمْ رُقُودٌ 18 : 18 » ( 1 ) ( گمان مىكردى كه اصحاب كهف بيدارند ، ولى آنان در خواب بودند ) « ضَرَبَ الله مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَتَ نُوحٍ وَاِمْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ 66 : 10 » ( 2 ) ( خداوند مثل زن نوح و زن لوط را به كسانى كه كفر ورزيدهاند ، مىزند اين دو زن در ازدواج دو بندهء صالح از بندگان ما بودند ) .
هامش
( 1 ) سوره الكهف ، آيهء 18 . .
( 2 ) سوره التحريم ، آيهء 10 . .