تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
شود ، صيدش را زنجير نكرده خود به زنجير مىافتد . اين نابخردان نقش ديباچهء جهان را بر عكس مىكشند و نام بندهء بىاختيار جهان را خواجهء جهان مىنامند بيا -
( ( 4443 ) ) اى تن كژ فكرت معكوس رو صد هزار آزاده را كرده گرو
مدتى هم از اين حيله پزىها دست بر دار و لحظاتى پيش از مرگ طعم آزادى را بچش و اگر مىبينى مانند خرى هستى كه راهى به آزادى ندارى ، و مانند سطلى هستى كه جز به ته چاه سير و حركت از تو بر نمىآيد ، مدتى دست از من بر دار و حريف ديگرى براى خود پيدا كن . حالا نوبت من است ، مرا آزاد كن و با كس ديگرى ازدواج نما -
( ( 4448 ) ) اى تن صد كاره ترك من بگو عمر من بردى كس ديگر بجو
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 495 | محمد تقي جعفري