( ( 4432 ) ) آسياى چرخ بر بىگندمان
مو سپيدى بخشد و ضعف جنان
( ( 4433 ) ) ليك با با گندمان اين آسيا
ملك بخش آمد دهد كار و كيا
( ( 4434 ) ) اول استعداد جنت بايدت
تا ز جنت زندگانى زايدت
( ( 4435 ) ) طفل نو را از شراب و از كباب
چه حلاوت وز قصور و از قباب
( ( 4436 ) ) حد ندارد اين مثل كم گو سخن
تو برو تحصيل استعداد كن
( ( 4437 ) ) بهر استعداد تا اكنون نشست
شوق از حد رفت و آن نامد به دست
( ( 4438 ) ) گفت استعداد هم از شه رسد
بى بىز جان كى مستعد گردد جسد
( ( 4439 ) ) لطفهاى شه غمين را درنوشت
شد كه صيد شه كند خود صيد گشت
( ( 4440 ) ) هر كه در اشكار چون تو صيد شد
صيد را ناكرده قيد او قيد شد
( ( 4441 ) ) هر كه جوياى اميرى شد يقين
پيش از آن اندر اسيرى شد رهين
( ( 4442 ) ) عكس ميدان نقش ديباچهء جهان
نام هر بندهء جهان خواجهء جهان
( ( 4443 ) ) اى تن كژ فكرت معكوس رو
صد هزار آزاده را كرده گرو
( ( 4444 ) ) مدتى بگذر از اين حيلت پزى
چند دم پيش از اجل آزاد زى
( ( 4445 ) ) ور در آزاديت چون خر راه نيست
همچو دلوت سير جز در چاه نيست
( ( 4446 ) ) مدتى رو ترك جان من بگو
رو حريف ديگرى جز من بجو
( ( 4447 ) ) نوبت من شد مرا آزاد كن
ديگرى را غير من داماد كن
( ( 4448 ) ) اى تن صد كاره ترك من بگو
عمر من بردى كسى ديگر بجو
آيه
« وَمَا اَلْحَياةُ اَلدُّنْيا فِي اَلآخِرَةِ إِلَّا مَتاعٌ 13 : 26 » ( 1 ) ( زندگانى دنيا در مقابل آخرت چيزى جز متاعى ناچيز نيست )
روايت
« الا كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته . » ( 2 ) ( بدانيد كه همه شما چوپان و همهء شما در باره زير دستان خود مسئوليد . )
هامش
( 1 ) سوره الرعد ، آيهء 26 . .
( 2 ) جامع الصغير ، ج 2 ص 94 . .