تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
( ( 4357 ) ) ايمنىّ امت موسى شود كاو به تحت الارض و هامون در رود ( ( 4358 ) ) گر به مصر اندر بدى او نامدى وهم از سبطى كجا زايل شدى ؟ ( ( 4359 ) ) آمد و در سبط افكند او گداز تا بدانى كامن در خوف است راز ( ( 4360 ) ) اين بود لطف خفى كاو را صمد نار بنمايد ولى نورى بود ( ( 4361 ) ) نيست مخفى مزد دادن در تقا ساحران را اجر بين بعد از خطا ( ( 4362 ) ) نيست پنهان وصل اندر پرورش ساحران را وصل داد اندر برش ( ( 4363 ) ) نيست مخفى سير با پاى روا ساحران را سير بين در قطع پا ( ( 4364 ) ) عارفان زانند دايم آمنون كه گذر كردند از درياى خون ( ( 4365 ) ) امنشان از عين خوف آمد پديد لاجرم باشند هر دم در مزيد ( ( 4366 ) ) امن ديدى گشته در خوفى خفى خوف هم بين در اميدى اى صفى ( ( 4367 ) ) آن امير از مكر بر عيسى تند عيسى اندر خانه رو پنهان كند ( ( 4368 ) ) اندر آيد تا شود او تاجدار خود ز شبه عيسى آمد تاجدار ( ( 4369 ) ) هى مىآويزد من عيسى نيم من اميرم بر جهودان خوش پيم ( ( 4370 ) ) زو ترش بردار آويزيد كاو عيسى است از دست ما تخليص جو ( ( 4371 ) ) چند لشكر مىرود تا برخورد برگ اوفَى گردد و بر سر خورد ( ( 4372 ) ) چند بازرگان رود بر بوى سود عيد پندارد به سود همچو عود ( ( 4373 ) ) چند در عالم بود بر عكس اين زهر پندارد بود آن انگبين ( ( 4374 ) ) بس سپه بنهاده دل بر مرگ خويش روشنىها و ظفر آمد به پيش ( ( 4375 ) ) ابرهه با پيل بهر ذل بيت آمده تا افكند حى را چو ميت ( ( 4376 ) ) تا حريم كعبه را ويران كند جمله را زان جاى سرگردان كند ( ( 4377 ) ) تا همه زوار گرد او تنند كعبهء او را همه قبله كنند ( ( 4378 ) ) وز عرب كينه كشد اندر گزند كه چرا در كعبه‌ام آتش زنند ( ( 4379 ) ) عين سعيش عزت كعبه شده موجب اعزاز آن بيت آمده ( ( 4380 ) ) مكيان را عزّ يكى بد صد شده تا قيامت عزّشان ممتد شده