( ( 4381 ) ) او و كعبه اش مىشود مخسوفتر
از چه است اين ؟ از عنايات قدر
( ( 4382 ) ) از جهاز ابرهه همچون دده
آن فقيران عرب منعم شده
( ( 4383 ) ) او گمان برده كه لشكر مىكشد
بهر اهل بيت خود زر مىكشد
( ( 4384 ) ) اندر اين فسخ عزايم و آن همم
در تماشا بوده بر ره هر قدم
( ( 4385 ) ) خامه آمد گنج زر را باز يافت
كارش از لطف خدايى ساز يافت
تا بدانى حكمت فرد قديم
ايمنىها مىنهد در خوف و بيم
يادم آمد قصهء شه زادگان
گوش هوش آور به من بشنو بيان
آيه
« أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ 10 : 62 » ( 1 ) ( بدانيد كه خوفى به اولياء الله نيست و آنان اندوهگين نمىباشند ) .
روايت
« عن امير المؤمنين عليه السلام عرفت الله بفسخ العزائم و حل العقود » . ( 2 ) ( خداوند را با بهم زدن تصميمها و باز كردن بسته شده ها شناختم )
تفسير ابيات
آن فقير در حال سجده و ركوع و شاكرانه از مصر به بغداد باز گشت . در طول راه از معكوس بودن وضع روزى و راه جويندگى ، حيران و مست و در شگفتى فرو رفته بود . كه خداوند ذو الجلال مرا به كجا اميدوار كرده بود و از كجا جودش را بر من عطا فرمود : اين چه حكمت بود كه آن منبع و كان مقاصد مرا از خانه بيرون كرد و در حالى كه در عين گم راهى شاد بودم شتابان به ضلالت مىرفتم و هر لحظهاى از مقصد جدا مىگشتم . باز حق تعالى عين همان ضلالت را با جود و عنايت الهىاش وسيلهاى براى رشد و سود نمود . او خدايى است كه -
( ( 4342 ) ) گم رهى را منهج ايمان كند
كژ روى را مقصد عرفان كند
هامش
( 1 ) سوره يونس ، آيهء 62 . .
( 2 ) مجمع البحرين ، طريحى ، ص 506 . .